تبليغاتX
فرا ورزشي بنام فوتبال

فرا ورزشي بنام فوتبال

فوتبال ايران وجهان

ميرزاپور دعوت شد، دايي خط خورد

از سوي كادر فني تيم‌ملي 40 بازيكن به اردوي تيم‌ملي فوتبال دعوت شدند.
به گزارش گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران(ايپنا) پس از نشست اعضاي كادر فني تيم‌ملي فوتبال نام 40 بازيكن جهت حضور در اردوي تيم‌ملي اعلام شد.
نكته قابل توجه عدم دعوت از علي دايي است.
اسامي بازيكنان تيم‌ملي به‌شرح زير است:
وحيد طالب‌لو، مهدي رحمتي، حسن رودباريان، ابراهيم ميرزاپور، رحمان رضايي، اميرحسين صادقي، سهراب بختياري‌زاده، هادي عقيلي، كريم باقري، هادي شكوري، محمود فكري، پيروز قرباني، مهرزاد معدنچي، عليرضا نيكبخت‌واحدي، هاشم بيك‌زاده، ايمان مبعلي، جواد شيرزاد، جواد كاظميان، مهدي مهدوي‌كيا، مهدي اميرآبادي، آندرانيك تيموريان، حسين كاظمي، ميثم منيعي، سياوش اكبرپور، رضا عنايتي، وحيد هاشميان، فرهاد مجيدي، رسول خطيبي،مسعود شجاعي،حسين كعبي،مرتضي خانزاده،محمد نوري ،محرم نويدكيا، حسين بادامكي ،جواد نكونام،علي كريمي،آرش برهاني  غلامرضا رضايي،مهدي رجب زاده و عليرضا عباسفرد.

+ نوشته شده در  85/04/30ساعت 21:10  توسط فرزاد جلايي  | 

طي حكمي عبدالصمد مرفاوي به عنوان سرمربي استقلال منصوب شد.
به گزارش گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)؛

طي حكمي از سوي دكتر حسين قريب مديرعامل باشگاه استقلال صمد مرفاوي دستيار قلعه نوعي به عنوان سرمربي اين تيم منصوب شد.

دكتر قريب با اعلام و تائيد اين خبر گفت: مرفاوي يكي از بازيكنان شايسته و شاخص استقلال است كه طي چند سال گذشته در دوران بازيگري و چه در دوران مربيگري زحمات بسيار زيادي كشيده اند. او در دوران بازيگري اش گل هاي بسيار زيادي براي اين تيم به ثمر رسانده است و طي اين مدت كه دستيار قلعه نوعي بود شناخت بسيار كاملي از تيم پيدا كرده اند.

قريب اضافه كرد: طي چند روز آينده يك نفر از بازيكنان سابق استقلال نيز به كادر فني اضافه خواهد شد.

همچنين مرفاوي نيز اين خبر را تائيد كرد و اظهار داشت: اميدوارم بتوانم براي استقلال مفيد باشم و هر كاري كه دستم بر مي آيد انجام خواهم داد.

+ نوشته شده در  85/04/30ساعت 18:25  توسط فرزاد جلايي  | 

فوتبال ايران در انتظار ال‌دورادو

از پس یک نشست نخبگان فوتبال ایران مشخص شد که باید یک مربی خوب ( با تمام شرایط )، وطنی و قوی برای تیم ملی انتخاب شود.
**
در کنار همین یک نشست حرف های جذاب و قشنگی به فوتبال ایران چسبیده که گویی تا همین دو روز پیش یک کلام آن شنیده نمی شد.

در روزهایی که باید نشست و مشق غلط فدراسیون قبلی را درآورد که در مدیریت بعدی فدارسیون احتمالا با تجربه و امتحان پس داده، آزموده را دوباره امتحان نکنیم! حرف های قشنگ و ظواهری برای فوتبال ایران تعریف شده و رویا سازی می شود که دل هر بیننده ای را ضعف فرا می گیرد چه رسد به رسانه ها.

در عین حال چون کرسی ریاست فوتبال هم شیرین است و هم به لابی های گسترده ای احتیاج دارد، از این رو تعجب نکنید که هر روز از صدر سازمان ورزش تا ذیل آن یک حرف جدید را بزنند و البته این از اتفاقات جالب حاشیه فوتبال است.

نه اینکه اینجایی باشد بلکه تمام دنیا وقتی با چنین بحرانی در فوتبال ورم کرده خود مواجه می شوند، مثل مرغ سر کنده چنان بال بال می زنند که نگو و نپرس!

اما اینکه کشورهای پیشرفته در عرصه فوتبال جهان با چنین رویدادهایی چگونه مقابله می کنند، و ضعفای فوتبال جهان چگونه در آن غرق می شوند، اصل ماجراست!

براحتی آب خوردن کمک و مغز متفکر نیمکت آلمان یواخیم لو سرمربی آلمان می شود، ایتالیایی ها به سرعت روبرتو دونادونی را در جای لیپی قرار می دهند، ایالات متحده از وابستگی همسر کلینزمن به کالیفرنیا کمال استفاده را برده و وی را برای تیم ملی فوتبال خودش نامزد می کند.

همین اوضاع در فوتبال کره جنوبی، ژاپن و حتی عربستان هم جا افتاده و برای آوردن مربی تیم قیل و قال راه نیانداخته و مربی را از کانال اصول و قواعدی عبور می دهند و براحتی به نتیجه گیری لازم می رسند.

اما امروز برای مربی که قرار شده دوباره به خاصیت روحیه فوتبال ما، تغییر رویه بدهد و از خارجی رویگردان شودو به دامن وطنی ها بیفتد، نام هایی مطرح می شوند که جز یکی دو مورد بقیه یا سوابق درخشانی در چنین پستی ندارند یا در حد تیم ملی نیستند.

جالب است در فوتبالی که مربیان با دانش این روزها رها می شوند، مربیان کم تجربه برای تیم ملی انتخاب می شوند که حتی یکبار هم به عنوان مربی تیم ملی روی نیمکت نبوده و اصلا فضای سخت بازی های ملی را تجربه نکرده اند!

خوب نتیجه چه می شود؟
اینکه ما باید دیرترین تیم صعود کننده به جام جهانی 98 باشیم که در روز نوشتن شماره های صندلی ورزشگاه استادو فرانس به جام جهانی برسیم! اینکه بازهم جو زده شده و گول نتایج چند فصل یک مربی را در یک باشگاه خورده و بخواهیم تیم ملی را مثل موش آزمایشگاهی زیردست ایشان بیاندازیم.

البته اگر ملاحظات دوستان به سوی دو چهره مطرح شده با تجربه قبلی چرخش داشته باشد، باید از همین امروز مشخص شود، برنامه های فدراسیون بعدی برای تیم ملی و فوتبال کشور چیست؟

جالب است برای این آرمان شهر ناچسبی که امروز ظاهر دلفریبی برای مردم پیدا کرده هیچ هدف و برنامه ای اعلام نمی شود و معلوم نیست چرا باید راه رفته به خطا را دوباره برویم تا در دو راهی چه کنم، چه کنم به شیر یا خط مربی خارجی یا داخلی روی بیاوریم.

دوستان اول به جای اینکه با دکمه، نیت دوختن کت برای فوتبال ایران را داشته باشند، برنامه آینده فوتبال ایران را مشخص کنند که با هر پارچه و دکمه ای نخواهیم، اعتبار ملی بسازیم.

الغرض، فعلا بحران بی برنامگی فوتبال ایران را حل کنید و بعد برای سرمربی تیم ملی کلاه بسازیم!

+ نوشته شده در  85/04/29ساعت 16:55  توسط فرزاد جلايي  | 

مصطفوي: هيچ مشکلي با سيموئز نداريم و او طبق روال کارش را ادامه مي دهد.

من نمي دانم اين شايعات از کجا مي آيد؟ من و سيموئز در جلسه اي که به دعوت کميته المپيک صورت گرفته بود شرکت کرديم، در آن جلسه مشخص شد سيموئز احساس مي کند با آمدن قلعه نويي خللي در کارش ايجاد مي شود که من به او گفتم چنين نيست.
دبيرکل فدراسيون فوتبال ادامه داد: سيموئز معتقد است يک نفر بايد سياست کلي تيم هاي فوتبال يک کشور را از رده نونهالان تا بزرگسالان تعيين کند، من مي گويم او درست مي گويد اين روال تمام جهان است اما شرايط ما شرايط اضطرار است.
بهر حال با سيموئز صحبت کرديم و نگراني‌هايش برطرف شد و در آينده اي نزديک هر دو کنار هم کار مي کنند.
مصطفوي در بخش ديگري از صحبتهاي خود درباره تيم ملي و وضعيت قلعه نويي گفت: قلعه نويي 99 درصد وقت خود را براي تيم ملي مي گذارد، با قريب صحبت کرديم و قرار شده است قلعه نويي در خدمت تيم ملي باشد و دستيارانش تيم استقلال را آماده کنند، او هم روزي يکي دو ساعت به دوستانش سربزند. خيال قلعه نويي، مسوولان و هواداران هم راحت باشد که او سرمربي تيم ملي است.
دبيرکل فدراسيون فوتبال در پايان تاكيد كرد: ما با استقلالي ها تعامل داريم، بهرحال آنها هم بايد در جام باشگاهها شرکت کنند، پس بايد به استقلال هم کمک کنيم.
انتهاي خبر // ایپنا - وب سایت خبرگزاری ورزش http://www.ipna.ir/Images/News/Smal_Pic/IPNA_2006719111614282.jpg
+ نوشته شده در  85/04/29ساعت 2:13  توسط فرزاد جلايي  | 

عادل فردوسی پور و افشاگری در مورد علی دایی در برنامه نود

۲۵ تیر ماه ۱۳۸۵ ساعت : ۳۴ , ۱۱ خبرگزاري انتخاب : عادل فردوسی پور گزارشگر ورزشی تلویزیون، اقدام به راه اندازی سایت ویژه ای به نام پایگاه خبری فارسی زبان یوفا کرده است. به گزارش خبرنگار خبرگزاری «انتخاب»، عادل فردوسی‌پور یکی از مشهورترین گزارشگران فوتبال ایران است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف است و هم‌اکنون به ارائهٔ واحد درسی زبان تخصصی مهندسی صنایع در این دانشگاه در کنار گزارشگری فوتبال مشغول است.او پایه‌گذار و مجری برنامهٔ جنجالی ۹۰ که از شبکهٔ سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شود نیز هست. عادل فردوسي‌پور متولد 1354 واهل استان کرمان و شهرستان رفسنجان است. وی اولين گزارشگر باسواد و مسلط به زبان خارجي بود که در روزهاي اوج خواندن اشتباه اسامي خارجي در شبکه‌هاي مختلف سيما، به عنوان گزارشگر وارد رسانه ملي شد. از آن روز به بعد، عده‌اي به دليل کم‌سوادي و عده‌اي ديگر به دليل رشد غيرقابل پيش‌بيني، چشم ديدن اين چهره جوان را در رسانه ملي و به خصوص گروه ورزش شبکه سه سيما نداشتند. فردوسي پور گزارشگر خوبي بود اما صدايش آنقدرها دلنشين نبود. بعدتر و به مرور زمان، اين صدا هم جا افتاد و سبب شد كه خيلي از بينندگان تلويزيوني آرزو كنند بازي دلخواهشان را فقط و فقط، او گزارش كند. اين روند محبوبيت تا داغ تر شدن تنور رقابت هاي ليگ ادامه داشت و در همين زمان ها بود كه برنامه نود شكل گرفت. نود همان برنامه هفتگي تحليلي ويژه فوتبال بود كه در تمام جهان اجرا مي شد اما فردوسي پور، از همان ابتدا يك اشتباه كرد. با آن كه خودش قدرت تشخيص عالي و تفسيري به شدت بهتر از خيلي ورزشي نويس ها و كارشناسان ورزشي داشت اما، كنار ايستاد. او تنها نقش مجري برنامه را برعهده گرفت و از كارشناسان دعوت كرد تا در دو بخش داوري و فني، او را همراهي كنند. در نود، فردوسي پور به عنوان مجري و تهيه كننده، ديگر نه يك كارشناس و مفسر صريح كه كسي بود كه تعادل برنامه را برقرار مي كرد. آنها كه برنامه جان ماتسون در بي.بي.سي يا برنامه هفتگي تلويزيون تركيه درباره رقابت هاي ليگ تركيه با نام «استاديوم» را ديده باشند، مي دانند كه عمده جذابيت آن برنامه ها به همين صراحت لهجه و اصلاً يكي شدن كارشناس و مجري برمي گردد. اين كه مطرح ترين ستاره فوتبال يا مربي يك تيم ملي، مجبور باشد براي روشن شدن اذهان عمومي در برنامه حاضر شود و پاسخگوي سؤالات آن آدم خاص باشد. فردوسي پور چنين نكرد و همين سبب شد كه نود، خيلي وقت ها آن تاثيرگذاري لازم را نداشته باشد. تعارفات معمول ايراني، جايگزين صراحت موردنياز مخاطب شد و فردوسي پور كسي شد كه سعي دارد جلوي دعوا را بگيرد. اين عدم دخالت، چندباري حتي به عصبي شدن بيننده هم انجاميد. مخاطبان نود حداقل چندباري اين حالتشان را به ياد دارند ... عادل فردوسي پور با برنامه نود خود نقش موثري را در پيشرفت فوتبال كشور ايفا كرده و با وجود همه سختي ها همه توهين ها وهمه تمسخرها به راه خود ادامه مي دهد. وی در چند سال اخير در تمامي نظرسنجي هاي شبكه سوم سيما به عنوان نفر اول گزارشگري برگزيده شده است و نفس گرم و عشق او در فوتبال به همراه توانائيها و زحماتش بر هيچكس پوشيده نيست. وي باعث جذب بسياري از جوانان به فوتبال شده است. می گویند وی که به همراه گروه فنی این شبکه راهی آلمان شده بود در گیر و دار مسابقات جام جهانی پس از بازی ایران و مکزیک و بعد از آنکه عادل فردوسی پور، گزارشگر صدا و سیما، نسبت به تعویض نشدن علی دایی انتقاد کرد، دایی با او درگیر شد و وی را مورد ضرب و شتم قرار داد. رادیو جوان دو روز بعد در برنامه ورزشی عصر خود به صورت رسمی اعلام کرد: عادل فردوسی پور گزارشگر فوتبال شبکه سه از یک ملی پوش تیم ملی کشورمان کتک خورده است. فردوسی پور در انتهای گزارش خود تنها به این نکته اشاره کرده بود که آیا لازم است علی دایی تمام 90 دقیقه را در زمین حضور داشته باشد. همین انتقاد کوچک، آن هم از مربی تیم ملی، کافی بود تا علی دایی پس از پایان بازی به فردوسی پور بگوید: تو چه کاره ای که حرف می زنی؟. سپس با نواختن دو سیلی بر گوش گزارشگر بیچاره حق مطلب را ادا کند. می گویند پس از این ماجرا فردوسی پور که خیلی از دایی ناراحت بود، خود را كنترل كرده و خطاب به كاپیتان تیم ملی گفت: بخاطر فوتبال مملکت و آبروی ملی جوابت را نمی دهم ولی مطمئن باش به محض رسیدن به تهران از تو شکایت می کنم. عادل فردوسی پور قصد دارد در اولین برنامه نود، به صورت اختصاصي به موضوع دخالتهاي دايي در تيم ملي و به حضور بدون حجاب همسر علی دایی در هتل محل اقامت تیم ملی در فردریش هافن آلمان بپردازد. شنیده ها حاکی است، حضور خاص همسر علی دایی در بین بازیکنان تیم ملی که توجه بسیاری را به خود جلب کرده بود با مسامحه مسئولان فدراسیون همراه بوده است. به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، عادل فردوسي پور اخیرا با گروه اجرايي نمايش «فنز» به نويسندگي و كارگرداني محمد رحمانيان همكاري داشت.لازم به ذكر است نمايش «فنز» درباره‌ي يك خانواده‌ي انگليسي بود كه همگي از طرفداران متعصب تيم منچستر يونايتد بوده و پرويز پرستويي در اين نمايش نقش برادر بزرگتر را ايفا مي کرد كه گزارشگر راديو است، در نمايش «فنز علاوه بر پرويز پرستويي،‌ترانه عليدوستي،‌حبيب رضايي، مهتاب نصيرپور و احمد مهران‌فر به ايفاي نقش مشغول بودند.
+ نوشته شده در  85/04/27ساعت 2:43  توسط فرزاد جلايي  | 

تحليل نصيرزاده از آينده داوري ايران

هوشنگ نصيرزاده كارشناس داوري در رابطه با وجود شايعاتي مبني بر حضور وي به عنوان رئيس كميته داوران فدراسيون فوتبال كشور در آينده‌اي نزديك گفت‌: همه اين حرف‌ها همان طوري كه ذكر شد در حد شايعه است‌. درست به مانند شايعه زلزله تهران كه هميشه شايعه‌اش وجود دارد اما هرگز اتفاق نمي‌افتد‌! وي گفت: براي غياثي همين بس كه بدون داشتن يك قضاوت بين المللي‌، رئيس كميته داوران فدراسيون فوتبال ايران است‌. او خود به خوبي مي‌داند كه من داور درجه ملي بوده‌ام ولي خود وي به زحمت داور درجه يك شده است‌. نصيرزاده اظهار داشت‌: مشكل غياثي اين است كه نمي‌داند ساعت چند است؟‌! او با رفتن دادكان در پست خود ماند و متوجه نشد كه صندلي‌اش دو پايه دارد‌! كارشناس داوري كشور در مورد تغيير نظر علي خسروي نسبت به خود بيان كرد‌: نظر من پيرامون ايشان همان نظرات گذشته است‌. شايد ايشان نيز همانند شما شايعاتي شنيده‌اند و دوست دارند بر موج سوار شوند‌! هوشنگ نصير زاده در ارتباط با اين مسأله كه اگر شما رئيس كميته داوران شديد از اشخاصي همچون علي خسروي و رضا غياثي استفاده مي‌كنيد يا خير گفت‌: اگر چنين اتفاقي بيفتد از تجربه همه نيروهاي داوري كشور از جمله خسروي و غياثي استفاده خواهم كرد‌. وي در ادامه در پاسخ به اين پرسش كه چنانچه حكم رئيس كميته داوران به نام شما صادر شود آيا قبول خواهيد كرد‌؟گفت‌: در هر حال من هم براي قبول اين پست شرايطي دارم كه مهم‌ترين آن محل زندگي‌ام است‌. من در اهواز سكونت دارم و فقط مي‌توانم آخر هر هفته در تهران حضور داشته باشم‌. هوشنگ نصيرزاده در پايان اين گفت‌وگو در رابطه با گمانه‌زني خود در مورد رئيس آتي فدراسيون فوتبال كشور ابراز كرد‌: به اعتقاد من يك فرد سياسي رئيس فدراسيون فوتبال خواهدشد و داريوش مصطفوي در سمت دبير كلي فدراسيون فوتبال خواهد ماند. http://www.parsfootball.com//
+ نوشته شده در  85/04/25ساعت 1:19  توسط فرزاد جلايي  | 

محروميت شديد در فوتبال ايتاليا

سرانجام در ساعات پاياني روز جمعه قاضي پرونده جنجالي تباني در فوتبال ايتاليا حكم متهمان اين پرونده را اعلام كرد. احكام صادره از آنچه دادستان پرونده تقاضا كرده بود خفيف‌تر است. بر اساس اين حكم يوونتوس تورين با خوش اقبالي تمام به جاي سقوط به سري C به سري B رفت. لاتزيو و فيورنتينا هم در حكم‌هايي مشابه همسفر يوونتوس در سفر به سري B شدند. ميلان ديگر متهم اين پرونده همچنان در سري A ماندگار شد اما، حق شركت در رقابت‌هاي ليگ قهرمانان اروپاي فصل 7 - 2006 را نخواهد داشت. بر اساس اين حكم عنوان‌هاي قهرماني دو فصل 2005 و 2006 يووه نيز از اين تيم گرفته خواهد شد. ضمن آن كه يووه فصل جديد در سري B را با كسر 30 امتياز شروع خواهد كرد. ميلان هم با وجود ماندن در رقابت‌هاي سري A، از خطر سقوط به دسته‌هاي پايين‌تر ايتاليا جان سالم به در برد؛ اما، امتيازهاي فصل پيش اين تيم به چهل و چهار كاهش يافته است. از همين رو اين تيم نمي‌تواند در رقابت‌هاي فصل 7 - 2006 ليگ قهرمانان اروپا به ميدان برود. ميلان هم فصل پيش روي سري A را با پانزده امتياز منفي شروع خواهد كرد. ميلان كه در فصل 5- 2004 پس از يووه، نايب قهرمان ايتاليا شده بود به عنوان قهرماني دير هنگام اين فصل شناخته شد. اينتر ميلان هم كه در فصل 6- 2005 قهرمان جام حذفي ايتاليا شده بود و در سري A پس از يووه و ميلان در جايگاه سوم قرار گرفته بود قهرمان اين فصل (2006) شناخته شد. گفتني است از بيست و سه بازيكن حاضر در تيم ملي ايتاليا كه قهرماني جام جهاني 2006 آلمان را جشن گرفتند، سيزده بازيكن عضو تيم‌هايي هستند كه در اين رسوايي سهيم‌اند. جان لوئيجي بوفون، جان لوكا زامبروتا، فابيو كاناوارو و مائورو كامورانزي بازيكنان ملي‌پوش يوونتوس هستند. * لاتزيو و فيورنتينا همسفران يووه لاتزيو و فيورنتينا هم از جمله تيم‌هايي هستند كه بر اساس حكم كميته‌ي قضايي فدراسيون فوتبال ايتاليا، فصل آينده را در سري B به سر خواهند برد. ضمن آن كه هفت و دوازده امتياز منفي از جمله ديگر حكم‌هاي صادر شده براي اين دو تيم خاطي است. سه تيمي كه در پايان فصل 2006 از سري A به سري B سقوط كرده بودند فصل آينده در همان سري A خواهند ماند. بر اين اساس، مسينا، لچه و ترويسو فصل آينده دوباره در سري A خواهند بود. اين پرونده بايد در كمترين زمان ممكن به سرانجام مي‌رسيد، چرا كه بيست و پنجم جولاي آخرين فرصت فدراسيون‌هاي فوتبال اروپايي براي معرفي تيم‌هاي حاضر در فصل آينده رقابت‌هاي فوتبال اروپا اعلام شده بود. بر اين اساس اينتر، رم، كيه‌وو و ورونا و پالرمو نمايندگان ايتاليا در فصل آينده ليگ قهرمانان اروپا خواهند بود. چزاره روبرتو، رييس دادگاه پس از اعلام اين حكم گفت: «ما تنها وظيفه‌مان را انجام داديم و تحت تاثير هيچ كس يا جرياني نبوديم.» رومانو پرودي، نخست وزير ايتاليا هم در نخستين واكنش‌ها به اين راي گفت:« اگر اين باشگاه‌ها و برخي از سران آنها مرتكب خطايي شده باشند، بايد سزاي آنها را بپردازند. حتي اگر قهرمان جهان باشند.» در همين رابطه بسياري از كاركنان باشگاه‌هاي يوونتوس، لاتزيو و فيورنتينا از يك تا چهار سال نيم محروميت شغلي محكوم شدند. لوچيانو موجي، رييس پيشين يوونتوس به همراه آنتونيو جيرائودو - رييس مالي اين باشگاه هم به پنج سال انفصال از خدمت در فوتبال محكوم شدند. فرانكو كارا‌رو، رييس مستعفي فدراسيون فوتبال ايتاليا هم به چهار سال و شش ماه محروميت محكوم شده است. * داوران ماسيمو ده سانتيس، از جمله داوران متهم پرونده به محروميتي چهل سال و پنج ماهه محكوم شد. پائولو دونداريني، سه سال و نيم و جيان لوكا پاپارستا، سه ماه محكوم شده‌اند. اين حكم شب گذشته به اطلاع جوواني كوبولي، رييس جديد باشگاه يوونتوس و همچنين رييس باشگاه فيورنتينا رسيد و آنها مي‌توانند در برابر اين حكم فرجام خواهي كنند. كوبولي هم در واكنش به اين راي گفت:« اين حكم به دور از هر گونه منطق است و بسيار نادر است.» *حكم‌هاي صادر شده در يك نگاه باشگاه‌ها: يوونتوس تورين سقوط به سري B، كسر سي امتياز در شروع رقابت‌هاي فصل آينده سري B و سلب عنوان‌هاي قهرماني فصل‌هاي 2005و 2006. ميلان: كاهش امتيازهاي اين تيم در فصل گذشته به 44 امتياز، محروميت از حضور در فصل آينده ليگ قهرمانان اروپا و كسر پانزده امتياز در شروع رقابت‌هاي فصل آينده ـ7 - 2006). لاتزيو: سقوط به سري B و كسر هفت امتياز در شروع رقابت‌هاي فصل آينده سري B. فيورنتينا: سقوط به سري B و كسر دوازده امتياز اين تيم در فصل آينده رقابت‌هاي سري B افراد و كاركنان: فرانكو كارارو (رييس پيشين فدراسيون فوتبال ايتاليا): چهار سال و نيم انفصال از خدمت در فوتبال اينوچنزه ماتزيني (نايب رييس پيشين فدراسيون فوتبال ايتاليا) پنج سال انفصال از خدمت در فوتبال آدريانو گالياني (رييس سابق ليگ فوتبال ايتاليا): يك سال انفصال از خدمت در فوتبال لوچيانو موجي (مدير پيشين يوونتوس): پنج سال انفصال از خدمت در فوتبال و 50 هزار يورو جريمه نقدي آنتونيو جيرائودو (مدير مالي پيشين يوونتوس): پنج سال انفصال از خدمت در فوتبال و 20 هزار يورو جريمه نقدي ديگو دلاواله (رييس باشگاه فيورنتينا): چهار سال انفصال از خدمت در فوتبال كلوديو لوتيتي (رييس باشگاه لاتزيو): سه سال و نيم انفصال از خدمت در فوتبال پيرلوئيجي پايرتو (رييس پيشين كميته‌ي داوران ايتاليا): دو سال و نيم انفصال از خدمت در فوتبال توليو لانزه: (نايب رييس پيشين اتحاديه‌ي داوران ايتاليا): دو سال و نيم محروميت از قضاوت داوران: ماسيمو ده سانتيس؛ 4 سال و نه ماه محروميت از قضاوت پائولو دونداريني؛ سه سال و نيم محروميت جان لوكا پاپارستا؛ 3 ماه محروميت داوران خط نگه‌دار: كلوديو پوگليزي؛ يك سال محروميت افراد تبرئه شده: دمينكو مسينا، جان لوكا روچي، پائولو تاگليا ونتو، پاسكواله رودومونتي و پائولو برتيني (داور). http://www.parsfootball.com/
+ نوشته شده در  85/04/25ساعت 1:17  توسط فرزاد جلايي  | 

در اين صورت فوتبال به يك ازن نمي ارزد!!!!!!

مدير عامل انجمن حمايت از بيماران كليوي گفت: هزينه‌اي كه وزارت رفاه براي خريد يك بازيكن فوتبال در تيم استقلال مي‌كند براي پيوند كليه و نجات جان 200 بيمار دياليزي كافي است. به گزارش فارس، مصطفي قاسمي افزود: بر اساس قانون رسيدگي به درمان و داروي بيماران صعب العلاج به عهده وزارت بهداشت است اما وزارت رفاه نيز وظايفي در حمايت از اقشار ضعيف و نيازمند جامعه و از جمله بيماران صعب العلاج دارد و معلوم نيست كه چطور وزارتخانه‌اي كه وظيفه‌اش حمايت از نيازمندان جامعه است حامي ورزشكاران و تيمهاي باشگاهي حرفه‌اي فوتبال شده است. وي گفت: بيماران صعب‌العلاج و از جمله دياليزي‌ها از زمان شروع به كار وزارت رفاه چشم اميد به اين وزارتخانه داشتند و انتظار داشتند نجات جان انسانهاي دردمندي كه با مرگ دست و پنجه نرم مي‌كنند و در سختي زندگي مي‌كنند اولويت كاري اين نهاد جديد باشد اما متاسفانه مسير ديگري در اين دستگاه اجرايي به چشم مي‌خورد. قاسمي افزود: در زمان حاضر حدود 13 هزار بيمار دياليزي در كشور داريم كه حدود نيمي از آنها نيازمند جدي پيوند كليه هستند و بي توجهي به آنان حتي خطر جاني براي آنان را در پي‌دارد. وي ادامه داد: متاسفانه هر ساله با افزايش تعداد بيماران دياليزي و نيازمند به پيوند در كشور مواجه هستيم و اكنون كه وزارت رفاه توانايي حمايت از 13 هزار بيمار دياليزي را ندارد فردا كه با آمارهاي بالاتر مواجه شده‌ايم چه خواهيم كرد.
+ نوشته شده در  85/04/25ساعت 1:15  توسط فرزاد جلايي  | 

يه خبر خوب براي دوستداران فوتبال -گيلان-

به سبب گيلاني بودنم ازاين پس سعي دارم پيرامون فوتبال اين استان بيشتر بنويسم .اين نوشته ها هر هفته در روز‹‹ شنبه›› بروز خواهد شد.گزارش از تيمها ملوان وپگاه ترتيب خواهم داد.از حواشي اين دو تيم بيشتر خواهم نوشت.از بازيكنان گيلاني كه در تيمهاي ديگر عضويت دارند صحبت خواهيم كرد .گفتگويي باپيشكسوتان خواهيم داشت.اگر شما دوست عزيز پيشنهادي براي اين موضوع داريد در قسمت نظرات،بيان نماييد ،حتما با دل و جان استقبال مي كنم .روزگار بر شما شاد باد.
+ نوشته شده در  85/04/25ساعت 1:13  توسط فرزاد جلايي  | 

به سبب گيلاني بودنم ازاين پس سعي دارم پيرامون فوتبال اين استان بيشتر بنويسم .اين نوشته ها هر هفته در روز‹‹ شنبه›› بروز خواهد شد.گزارش از تيمها ملوان وپگاه ترتيب خواهم داد.از حواشي اين دو تيم بيشتر خواهم نوشت.از بازيكنان گيلاني كه در تيمهاي ديگر عضويت دارند صحبت خواهيم كرد .گفتگويي باپيشكسوتان خواهيم داشت.اگر شما دوست عزيز پيشنهادي براي اين موضوع داريد در قسمت نظرات،بيان نماييد ،حتما با دل و جان استقبال مي كنم .روزگار بر شما شاد باد.
+ نوشته شده در  85/04/25ساعت 0:43  توسط فرزاد جلايي  | 

زمانی که مهدی هاشمی نسب در سال 79 یکی از بزرگترین هنجار های فوتبال ایران را شکست و در اوج محبوبیت خود در پرسپولیس لباس آبی تیم رقیب را بر تن کرد همه سرنوشت تاریکی را برای او در نظر گرفتند و معتقد بودند این مدافع که می توانست تا سال ها مشکل خط دفاع تیم ملی ایران را با صلابت خود حل کند ، با این هنجار شکنی شاید برای همیشه فراموش شود. هاشمی نسب در اولین نیم فصلی که برای استقلال بازی کرد باز هم همان مدافع قدرتمند بود ، اما بنا به فشار های بی پایان روحی که به او تحمیل می شد پس از گلی که به پرسپولیس به ثمر رساند و او را تا مرز سکته پیش برد ، به همان سرنوشت شومی که برای او ترسیم کردند دچار شد و او سال بعد جایگاه خود را در تیم ملی و استقلال از دست داد تا از آن مدافع قدرتمند فقط نامی باقی بماند. بی شک اگر هاشمی نسب مجبور نبود تمام انرژی خود را صرف مبارزه با مسائل حاشیه ای کند شاید امروز او را به جای بازی در لیگ یک ، هنوز در خط دفاع تیم ملی می دیدیم. وقتی همه سرنوشت هاشمی نسب را دیدند دیگر علاقه ای به شکستن این هنجار از خود نشان ندادند ، هرچند در آغاز فصل از گزینه هایی مثل رهبری فرد ، علیرضا اکبرپور ، قربانی و...برای امتداد کار هاشمی نسب نام برده می شد اما آنها از انجام این ریسک بزرگ صرف نظر کردند تا آغاز این فصل که باز هم اتفاق بزرگ در فصل نقل و انتقالات رخ داد و بازیکنان سرخابی به تیم های رقیب یکدیگر کوچ کردند. صرف پوشدن پیراهن قرمز از سوی نیکبخت و یا آبی پوش شدن انصاریان در دنیای حرفه ای فوتبال امروز هرگز یک کار مذموم شمرده نمی شود اما چرا این انتقال باید تا این حد حاشیه ساز باشد که آینده موفق این دو بازیکن را در هاله ای از ابهام دید؟ پاسخ به این سوال آسان می شود زمانی که به یاد بیاوریم ، در حالیکه در تمام دنیا رسم بر این است که تیم ها با امضاء توافق نامه با یکدیگر برادر خوانده می شوند تا کار انتقال بازیکن را با یکدیگر تسهیل کنند ، در فوتبال ایران رسم بر این است که دو باشگاه با یکدیگر موافقت کنند که از یکدیگر بازیکن نگیرند!! قردادی که هر کسی را به یاد کشور های در حال جنگ می اندازد. رسم غلطی که تیم های سرخابی محبوب کشور بنا نهاده بودند می بایست در یک مقطع فرو بریزد و چه بهتر که زمان را کمتر از دست بدهیم و در آغاز ششمین فصل لیگ برتر این کار مهم انجام شود. همین توافق نامه عجیب است که سبب می شود به این بازیکنان الفاظی مثل بی تعصب و یا یاغی نسبت داده شود تا با فشاری که به آنها وارد می شود پس از زدن گل به مرز سکته برسند و پس از آن سیر قهقرایی فوتبال را طی کنند. و این یعنی محروم شدن فوتبال یک مملکت از تمام داشته هایش. تقریبا عادت کرده ایم که قبل از دربی های تهران یک جمله تکراری را از زبان مسئولین بشنویم و آن "عادی" بودن این مسابقه و اینکه" این بازی تنها سه امتیاز دارد" می باشد. جمله ای که از فرط تکرار دست مایه برنامه های طنز نیز شده است. اما همین مقامات با رفتار خود عملا این مسابقه را غیر عادی جلوه می دهند. زمانی که به یاد می آوریم در حالیکه پرسپولیس و استقلال هردو در جام صلح و دوستی فصل قبل حاظر بودند اما فدراسیون بنا به دلایل نا معلوم بازی بین این دو تیم را برگزار نکرد مشخص می شود مسئولین نیز بی علاقه به ایجاد حساسیت های کاذب برای این بازی نیستند. همین که این دو تیم محکوم هستند تنها دو بازی را در طول فصل با یکدیگر انجام دهند سبب می شود پرسپولیس و استقلال به مناسبت این دوری بیش از اندازه ، یکدیگر را به چشم دشمن ببینند و بازیکنانی را که لباس تیم رقیب را برتن می کنند به چشم یاغی و بی تعصب نظاره کنند. شک نکنید بازی رفت این فصل دو تیم به مناسبت این انتقالات حاشیه ای همانند بازی سال 79 دو تیم به راحتی به پایان نخواهد رسید. در صورتی که اگر این دو تیم پیش از شروع قصل یک بازی تدارکاتی با یکدیگر داشتند می توانستند ضمن اینکه کار هواداران را برای قبول این تغییر رنگ لباس های بازیکنان دو تیم راحت تر کنند ، از حجم گسترده فشار روانی که بر دوش بازیکنان یاغی نام گرفته ، قرار دارد بکاهند. ملحق شدن علی انصاریان به استقلال در حالیکه نیکبخت با پرسپولیس قرداد امضاء کرده است می تواند یک نقطه عطف برای فوتبال ما باشد به شرط آنکه دیگر شرایط برای منسوخ کردن این بدعت غلط در فوتبال ما فراهم شود. شرایطی که درصد زیادی از فراهم کردن آن به مقامات دو باشگاه و تماشاگران دو تیم بر می گردد که نشان دهند برخلاف تصورات ، هرگز با یکدیگر دشمن نیستند و پیوستن بازیکنان سرخابی به یکدیگر یک کار انتحاری نمی تواند باشد. باز هم تاکید می کنیم که نیکبخت بسیار خوش شانس بود که انصاریان به استقلال پیوست تا قشار های موجود بر روی او به حداقل کاهش یابد. فوتبال ما نیز باید از این فرصت طلایی سود ببرد و شرایط را برای برچیده شدن القابی مثل یاغی و بی تعصب را فراهم کند. القابی که در فوتبال حرفه ای امروز جایگاهی ندارند. تماشاگران پرسپولیس باید قبول کنند انصاریان که روزی نماد غیرت این تیم بود به استقلال پیوسته است و هواداران استقلال نیز باید عادت کنند که یکی از محبوب ترین بازیکنان تیم خود را با رخت قرمز ببینند. و آنها باید به واسطه تلاش هایی که این بازیکنان برای تیم های سابق خود کشیده اند همچنان آنها را دوست داشته باشند و فراموش نکنند روزی آنها مایه شادیشان را فراهم می کردند. به همین جهت آنها باید حداقل کار ممکن را انجام دهند و آن دوری از به وجود آوردن جوی است که می تواند شرایط سقوط ستاره های سابق تیم هایشان را موجب گردد. http://www.one2one.blogfa.com/
+ نوشته شده در  85/04/24ساعت 1:28  توسط فرزاد جلايي  | 

هشت سال پيش او نوشت اكنون ما مينويسيم ،چه شد؟

در پي ورق زدن كيهان وزشي چند سال پيش نوشته اي از استاد اسدللهي مر ا به ياد حال انداخت.اين مجله درست بعد از بازي هاي تيم ملي در جام جهاني 1998منتشر شده بود .هشت سال پيش .همچنين روزهايي . در آن هنگام به مدد تلاش بازكنان وهمچنيت كادر فني نمره قبولي گرفته بوديم وبا قياس بازي هاي ديگر نماينگان آسيايي ،تيم ملي ما به نوعي آقاي آسيا محسوب ميشد .نويسنده فرهيخته استاد اسدللهي در آن مجلد مي نويسد...دنيا منتظر ما نخواهد ماند.بازي هاي آسيايي در راه است .تا بخود بجنبيم ، جام ملتهاي آسيا از راه رسيد.و با يك چشم به همزدن جام جهاني 2002روي دوش ماست...همين فردا كه بازيهاي آسيايي ر خنمايي مي كند،آيا مانبايد به عنوان بهترين تيم آسيا وارد ميدان شده وابراز وجود نماييم؟براي همين فردا زودرس چه توشه اي در انبان داريم؟ جناب خوانده عزيز ديدي كه همين گونه شد .حتي ما نتوانستيم به جام جهاني 2002 راه پيدا كنيم چه رسد به بهتر كردن نتيجه 1998.آري آنگونه شد كه نبايد ميشد.تا به خود جنبيديم مقدماتي جام جهاني 2002شروع شد ما نيز به سبب امروز فردا كردنمان مجبرا بازي هارا از خانه نظاره كرديم .مي خواستم بعد از اتمام جام جهاني 2006بنويسم اما مطلب تكرار همين مطالب فرداي جام جهاني 98مي شود .تكرار مكررات .ما مي نويسيم .اما براي چه؟هشت سال پيش اسدللهي ها نوشتند نتيجه چه شد ؟اينها را ديگر همه از برند مهم عمل است .زبور بي عسل تنها اسمش زنبور است .فايده نوشتن چيست ؟انها را بايد يك برزيلي بنويسد .يك هلند يبنويسد .همه بايد بنويسند جز من ايراني .چرا ؟ چون تويي ايراني نيست كه مداين را ببيند و پند بگيرد و عبرت كند .استاد اسدللهي نوشته اش را در هشت سال پيش اينگونه ادامه ميدهد:ديگران جام جهاني 2002را از همين حالا آغاز كردند،ما كجاي كاريم؟همين ديروز در مصاف با تيم آلمان كه ما اورا پير ودر مانده ديديم ، واقعيت كار ما بروز كرد؟ دايي چه كرد؟ عزيزي چه كرد؟باقري كجا بود مدافعان يارگير ما كجا بودندكه پيري چون ‹‹كليزمن››به تور تكاني دروازه ما پرداخت؟آن باد وبروت وفيس وافاده ومنت نهي بر سر مردم كجا رفت؟واكنون........ هشت بعد : آن باد وبروت وفيس وافاده ومنت نهي بر سر مردم كجا رفت؟كجا؟
+ نوشته شده در  85/04/24ساعت 1:11  توسط فرزاد جلايي  | 

زيدان مسلماني كه........................

فوتبال نیوز: ماجراي رفتار زشت ماركو ماتراتزي ايتاليايي، اين تربيت يافته مهد تمدن مسيحيت و گهواره تشعشع بعد روحاني فرهنگ بي بديل دنياي غرب، با زين الدين زيدان و پاسخ شايسته و الگوساز اين مسلمان زحمتكش، در اين آغاز قرن بيست و يكم تاريخ غرب، براي همه انسانهاي اين عصر، ماجرايي شگفت انگيز و در ابعاد مختلف قابل تامل و تحليل است. دم خروس اين فرهنگ و تمدن منحط و نابودكننده بشر، در اين ماجرا ، يك بار ديگر آشكار شد! غربيان دهها سال است كه به جاي مراسم دست جمعي مذهبي كه موجب آرامش و تمدد قواي روحي فردي و جمعي افراد بشر مي گردد، برخي از انواع ورزشها را جايگزين كرده اند تا ضمن تشفي كاذب نيازهاي «معنوي» خود، فاصله خويش را از كليسا و فضاهاي مذهبي بيشتر و بيشتر نمايند. دقيقا همانگونه كه در ساير زواياي زندگي جايگزين هاي ديگري را تعبيه كرده اند تا تجليات زندگي ديني را ، به كل، از جريان زندگي بشر خارج و مظاهر جديد يعني علم و فناوري و تفريحات و ورزشها و ... را به جاي عبادت و زيارت و عرفان و رياضت و ... مستقر سازند. وقتي شما دلايل اين تلاشهاي پرهزينه ، در طول دهها سال، را از آنان و متفكران آنان و سياستمداران آنان مي پرسيد، در مقابل رطب و يابس بافتن هاي فراوان، يكي از بارزترين اين توجيهات اين است كه اين گونه فعاليتهاي دست جمعي دور از تعصبات ديني و اعمال بي منطق مذهبي و سنتي است! اين فعاليتها داراي اصول و ضوابط علمي و منطبق بر استانداردهاي اجتماعي و روانشناختي و تربيتي و ويژگيهاي متعادل فردي و جمعي انسانها است و شما مي دانيد و مي بينيد كه براي اين جعليات خود چه د‏َم و دستگاه عظيم و عجيبي از تشريفات اداري و «فني» و «تخصصي» و «فوق تخصصي» و «كارشناسي» و… راه انداخته اند و علي الدوام آنرا بسط داده و جهاني كرده اند. حتي در كشورهاي مظلوم اسلامي و از جمله در كشور بي پناه خودمان. و هر روزه و هر ماهه و هر ساله چه هزينه هاي طاقت فرسايي را بردوش اين ملت گرفتار هزار مشكل ناشي از تمدن فاسد غرب از ماشين گرفته تا ترافيك تا امراض مدرن تا بلاياي سيل و خشكسالي تا مرگ و ميرهاي فلته تا جنگ و تجاوز و غارت همواره مي كنند. و مگر شما جرأت داري بپرسي آقاي سپ بلاتر تو در اين دنياي سراسر ظلم و فساد و تبعيض و جنايت همكيشان خود چه غلطي مي كني؟ و چه غلطي مي تواني بكني؟ چرا كه به محض پرسيدن اين سؤال منطقي ، همين بوميان افسون زده المپيك و فيفا و مراكز صدور «سر» و «لرد» و ... سر از تنت جدا مي كنند. ظهور شيطان، اكنون در سرتاسر جهان به مثابه يك دهكده با كدخدايي شيطان بزرگ، فرصت انديشيدن را براي عامه، باقي نگذاشته است!! از دهن همين تمدن فاسد، علي الدوام، تبليغ مي كنند كه ميادين ورزشي محل دوستي ملتها و محل بروز صلح و سازش و ارزشهاي انساني و سجاياي اخلاقي و… است. و شما ديده ايد و مي بينيد كه در آغاز و انجام و در تمامي مراحل هر «رويداد ورزشي» چه بزكهاي تهوع آور از مراسم «مذهب» ورزش به جا مي آورند و چه طبل و نقاره هاي هائلي در كوي و برزنهاي محلات راديو و تلويزيون و اينترنت و مطبوعات و فرهنگسراها و باشگاهها و ميادين و ورزشگاهها و ... مي كوبند! پشـت اين مراسم و تشريفـات چه آدمهاي وازده و از بند تعهد و اخلاق گريخته و بي خبر از رنجهاي بشري و بي خيال نسبت به تاراج معنويات و پشت كرده به حقيقت و خدا، پاي مي كوبند و سرمستي مي كنند و دسترنج‌هاي مردمان را مبادله مي كنند و در عوض نفس ديو و شهوت را در كريستال چك مي خرند! در اين ميانه، از ميان اين هياهوهاي كور و كر كننده غربيان و در انبوه مظاهر خيره كننده اما، هرزه آنان، ناگهان ذات پليد و خبيث اين ديو پوشيده در هزار پوشش رنگارنگ خدعه و تلبيس و نيرنگ ، جلوه گر مي شود. حيوان چالاك، به صورت انسان ، ايتاليايي كه شب و روز در مهد تمدن و فرهنگ جهان راقيه غرب، آداب تربيت نوين جهان غرب را آموزش مي بيند و مدام باز آموزي مي شود و «آپ تو ديت» مي گردد و كارگاه مي بيند و در سمينار علمي شركت مي كند و آخرين مقررات و ضوابط سپ بلاتر را در امر «بي طرفي ورزش» مرور مي‌كند، در اوج تلاش دست جمعي دو گروه جوان همبازي، به منظور حذف حريف و نيل به «جام»، دست به شريرانه ترين عمل غيراخلاقي و غير انساني كه فـقط در چارچوب دنياي غـرب و در فرهنگ و تمـدن اروپايي قابل توجيه است، مي‌زند. او يعني جانور ايتاليايي به همبازي خود در اوج يك رقابت و تلاش و هيجان و در چارچوب قواعد مورد توافق در متن فرهنگ غربي، آنهم فيمابين دو كشور «متمدن» مسيحي كه يكي قدمگاه پاپهاي تاريخ است و آن ديگري قدمگاه مربيان روح جديد بشري از روسو گرفته تا ژان پياژه تا نوابع اخيرالظهور و قلم طلايي به سينه تا ... ، مي‌گويد تروريست! مي خواهيد من چشمانتان را بمالم ! خوب ، چشمان را باز كنيد. اين است فرهنگ و تمدني كه براي نيل به اميال و اهداف پست حيواني، هيچ عمل زشت و بي‌شرمانه اي را ناپسند نمي شمارد! اتفاقي نيست! ابدا اتفاقي نيست! اين عين منش و كنش و روش و بينش در بزرگسالان غربي است! وقتي بوش و رامسفلد و بولتون به دختر بچه فلسطيني كه وحشت زده از برابر گرازان جهود كه خانـه و كاشانه‌اش را شخم زده‌اند و پدر و مادر و افراد ديگر خانواده‌اش را كشته‌اند، در بيابان هاي فلسطين فرار مي كند، خطاب مي كنند، «تروريست!» در واقع در هماهنگي كامل با ماركو ماتراتزي ايتاليايي عمل مي كنند! البته بوش و بولتون و رامسفلد براي مطامع شركتهاي آمريكايي، كودكان عراقي را مي كشند و ماركو براي دزديدن جام جهاني، زين الدين زيدان را تروريست خطاب مي كند! اما، زيدان حاضر نيست كه از منطق بوش و ماركو تبعيت كند و به خاطر جام و منافع شركتهاي آمريكايي آبرو و شرف انساني خود را در بازار مكاره داو جونز به فروش برساند! اين كه گاردين كار زيدان را احمقانه دانسته است، آن فقط در چارچوب فرهنگ تاجرمآبانه انگليسي كه صد البته با آخرين استانده هاي فرهنگ و تمدن غربي كه تنها تمدن و فرهنگ «برحق و مترقي» بشري است ، قابل توجيه است ! والا اگر كمترين پسمانده اي از جوهر عقل و اخلاق و حيا و مدنيت در دنياي غرب و در انگليس بود، گاردين و اينديپندنت مي بايست به نمايندگي از رسانه هاي غرب اطلاعيه به آخر خط رسيدن و فاتحه فرهنگ و تمدن فاسد غرب را چاپ مي كردند! شما به جمله اينديپندنت نظر بيندازيد: "ايتاليا با حفظ خونسردي در پنالتي حريف را شكست داد و قهرمان شد اما ، زيدان كنترلش را از دست داد و اخراج شد." تنظيم اين جمله و مفاهيم بكار رفته را مرور كنيد! خباثت اين رسولان فرهنگي و رسانه اي را تماشا كنيد. اين فاسدان تربيت يافته در فرهنگ و تمدن منحط و فتنه انگيز غرب را ! ايتاليا، خونسردي، حريف، شكست، قهرمان، زيدان، كنترل و اخراج ! آري؛ زيدان برخلاف مسيحياني مثل شما نيازي نمي بيند كه با ظاهر دكلته و بريانتين زده و با قلاده «سر» و لرد و شواليه و ... با لبخند بي‌شرمانه‌، جگر مردمان آفريقا و آسيا را بدرد و به جام طلا برسد. زيدان مثل هر مسلمان ديگر به دليل حقانيت مكتبي، تهاجم حيوان وحشي را به دفاع مي‌ايستد خواه جام بيفتد، خواه بماند. هيچ‌گاه در تاريخ بشري يك حيوان درنده حتي اگر چند صباحي امپراتوري كند، قهرمان نمي شود. با بزك هم نمي توان حيوان وحشي را انسان متمدن جا زد. اگر اينطور بود، برلوسكوني و بلر و دوستان آمريكائيشان ، از بوش گرفته تا بولتون در مجامع بشري آفتابي مي شدند و خود را عرضه مي كردند! روزنامه ميرر، هرزه گوي ديگري از دنياي غرب ، خواسته كالاي ديگري از فريب فرهنگ غرب را به خورد مخاطبان خود مي‌دهد و نوشته: "زيدان مي‌تواند با سربلندي براي هميشه زمين بازي را ترك كند اما، ماتراتزي هرگز. اين مدافع هرگز نمي تواند در چشمانمان نگاه كند." چرا؟ چونكه در فرهنگ غرب ، تربيت يافتگان اين فرهنگ، طبق يك قرارداد اجتماعي، با هم توافق كرده‌اند كه كينه و خشم و دشمني و شقاوت و منويات پلشت و ... خود را پنهان نگهدارند و همواره اشغال را به عنوان هديه تمدن غربي، تجاوز را به عنوان هديه آزادي، استثمار ملتهاي ديگر را به عنوان دموكراسي، جلوگيري از بالندگي خودجوش ملتها را به عنوان پيشگيري شرارت ، جا بزنند و در بوق و كرناي رسانه‌هاي جورواجور و دهنهاي آلوده تربيت يافتگان خود باخته خود پركنند. «ماركو» خودش را لو داده و با لو رفتن ماركو هر چند «ايتاليا» قهرمان شده اما، زين الدين زيدان، قهرمان حقيقي ميدان، اين قهرماني مسروقه را در ذائقه مسيحيان اروپا تبديل به كوفت كرده است! همين روزنامه ميرر عمل زيدان را شرم‌آور خوانده اما، عمل ماركو را خلاف «توافق» برشمرده است و گفته چون ماركو رعايت مصالح غربيها را نكرده است نبايد در چشمان غربيان نگاه كند! شما خباثت اين‌ها را تماشا كنيد ! ببينيد تا كجا حساب شده و برطبق «موازين علمي!» مفاهيم و استعارات را چينش مي كنند تا «جام» را بدست آورند. نكته بسيار مهم در مندرجات رسانه هاي غربي اين است كه نوشته اند: "ايتاليا با حفظ خونسردي در پنالتي حريف را شكست داد و قهرمان شد ... " اينديپندنت ، ماركو را همان ايتاليا دانسته است! يعني ماركو به نمايندگي از ايتاليا به زين الدين زيدان گفته تروريست! يعني ايتاليا مظهر هرزگي است و ايتاليا مسلمانان را تروريست مي‌داند! چون كه زيدان در هيچ عمليات جنگي شركت نداشته است! اين اتهام كشتن مسيحيان بدست زيدان از كجا آمده است؟! جواب مي تواند اين باشد كه چون زيدان مسلمان است و مسلمانان مكتبا تروريست هستند، پس زيدان تروريست است! در بينش و منش و روش «علمي» غربيان ، اينها هيچ كدام شرم‌آور نيست و اينها هيچ كدام احمقانه نيست! اما، عمل طبيعي و انساني زيدان در برابر تهاجم اين جانور فاقد تربيت انساني، عمل بي‌شرمانه تلقي مي‌شود! چرا؟ چون كه غربيان مي گويند! مگر ملاك بد و خوب، زشت و زيبا، بي شرمانه و اخلاقي و علمي و غيرعلمي، فرهنگ و تمدن غربي نيست؟! مگر در دنياي امروز كسي حق دارد جز اين بگويد؟! اگر گفت خودش مي داند و جان بولتون، اين غول بي‌شاخ و دم دنياي غرب! مگر بوش وقتي كه مي گويد زندان ابوغريب يا گوانتانامو بهترين فضاهاي موجود براي عرضه ابعاد انسان ساز فرهنگ و تمدن غربي است، كسي جر‏‎ات دارد بگويد نخير اينطور نيست ؟ همين مطلب را بلر راجع به سربازان خبيث انگليس در عراق مي گويد و اولمرت راجع به سربازان يهود كه با اخلاق‌ترين سربازان كره زمين هستند در فلسطين مي گويد! همه بايد بپذيرند! چطور هولوكاست را همه مي‌پذيرند، اين را هم همه بايد بپذيرند! اين آن منطق بي‌بديلي است كه بعد از رنسانس، براساس جمع‌بندي غربيان از كل دانش بشري از آغاز تاكنون، به بشريت هديه كرده اند! و اگر كسي در جهان امروز بخواهد از اين منطق و اصول و موازين آن تخطي كند لابد مدرنيته و مدرنيزم و مدرنيزاسيون و پست مدرنيته و هر چه از اين ترازهاي «ترقي» است را نمي‌خواهد و لابد او پشت به ترقيات بشري كرده است و لابد او نمي‌خواهد از لايه سوراخ شده ازن بگذرد و به بهشت برين غربيان كه در حوالي جهنم درست شده، برسد! اما، در دنياي غرب، جداي از متن عمومي زندگي غربيان ، در گوشه‌اي از جغرافياي غرب، اتفاقا در خود ايتاليا، بارقه اي از مسيحيت به حياتش ادامه مي‌دهد و پاپ رهبر اين انديشه، مي تواند مورد خطاب واقع شود! جناب پاپ! آيا به نظر شما، بي شـرم زين الدين است يا ماركو؟! جناب پاپ شما فكر نمي كنيد كه عمل رسانه‌هاي دانماركي و هلندي و انگليسي و فرانسوي و ... كه چندي پيش به بهانه واهي آمريكا ساخته به نام «تروريسم» اسلام و مسلمانان را تروريست خواندند و به ساحت آخرين پيامبر خدا و مؤيد دين مسيحيت كه اگر نباشد مسيحيت كان لم يكن مي گردد ، ژاژخايي كردند، زمينه ساز عمل بيشرمانه ماركو آنهم در منظري كه چشم يك ميليارد انسان روي كره زمين به آن دوخته شده، بوده است؟! آيا دنياي مسيحيت نبايد به اخلاقيات پست و غيرانساني غربيان نقطه پاياني بگذارد؟ آيا وقت آن نرسيده است كه كليسا براي اين همه جنايات و تجاوزات و غارتگري ها و هرزه‌گيهاي دولتهاي مسيحي و نمايندگان سياسي و فرهنگي و ورزشي و ... آنان صداي اعتراضي بلند كند؟! منطقا پس انداختن وظيفه دور از عقل و حزم و مال انديشي است تا بدانجا كه فردا روزي قنداقه‌هاي غربيان تقاص جنايات پدران و اسلاف زشت كردار خود را بدهند و بي خبران فرياد برآرند كه ... نویسنده: فرامرز حق شناس
+ نوشته شده در  85/04/23ساعت 2:0  توسط فرزاد جلايي  | 

پروين: اگرمدير فني تيم ملي شوم نصف اين تيم را بيرون مي كنم

فوتبال نيوز: در اين روزها، تيم ها به بازيكنان قديمى رو آوردند. همچنين قرار است افراد قديمى به كادر فنى تيم ملى بازگردند. چرا دوباره فدراسيون قصد دارد از آدم هايى كه قبلاً نتوانستند در اين امتحان سربلند شوند، استفاده كند؟ يكى از اين افراد كه در حال حاضر گزينه اصلى فدراسيون براى هدايت تيم ملى است، على پروين است. او در سال ۱۹۹۳ سكان هدايت تيم ملى را در دست داشت و در همان زمان در دور مقدماتى ايران حذف شد. البته اين بار از پروين به عنوان مدير فنى تيم استفاده مى شود. پروين معتقد است كه اگر تا الان فوتبال ايران پيشرفتى كرده و يا توانسته در جهان مطرح شود، حاصل زحمات قديمى ها است. * با هم صحبت هاى پروين را در اين باره و در مورد اتفاقات فصل جديد نقل و انتقالات تيم هاى پايتخت مى خوانيم. ***شنيديم مدير فنى تيم ملى شديد؟ < هنوز مشخص نيست. به ما هنوز پيشنهاد ندادند. اگر پيشنهاد بدن قبول مى كنيم. ***قراره مايلى كهن مربى تيم ملى بشه؟ بازم قبول مى كنيد؟ < محمد مايلى باشه يا هر كى ديگه فرقى نمى كنه. مى مونيم و كارمون رو انجام مى ديم. ***سابقه نشون داده كه شما نمى تونيد با مايلى كهن كار كنيد؟ < الان بحث تيم مليه. هر كى بخواد كار كنه بايد يا على بگه و بياد كار كنه و كارى هم به كسى نداشته باشه. واسه ما فرقى نمى كنه كه با كى همكار مى شيم. ***مصطفوى شده دبيركل فدراسيون و در واقع آدم هاى قديمى دارن برمى گردن. < اين آدماى قديمى دلشون به حال فوتبال مى سوزه. مصطفوى وقتى رييس فدراسيون بود بعد از ۲۰ سال رفتيم جام جهانى. ***شما كار مصطفوى رو قبول داريد؟ < اون كارشو خوب بلده. چند سال براى فوتبال اين مملكت زحمت كشيده حالا تيم ملى نتيجه نگرفته، حتماً كه اون مقصر نيست. در شكست يه تيم همه اعضا مقصرند. شايد سهم اون از همه بيشتر بوده. ***فكر نمى كنيد باز به عقب برگشتيم؟ < ما بايد زودتر از اينا آدماى قديمى رو مى آورديم. برانكو ۴ سال كار كرد اما نتيجه اى نگرفت. يه مربى بايد زحمت بكشه تا به نتيجه برسه ولى زحمات برانكو نتيجه اى نداشت. ***هم شما و هم مايلى كهن زمانى مربى تيم ملى بوديد اما اون موقع هم تيم ملى نتيجه اى نگرفت. < ما همه تلاشمون رو كرديم. فكرمون ساختن تيم ملى بود. تيم ملى ايران را مربيان داخلى ساختند. همين ما باعث مطرح شدنش شديم. ***فكر مى كنيد اين بار در تيم ملى موفق مى شيد؟ < حالا كه مدير فنى تيم ملى نشديم. هر وقتى شديم اين سؤال رو بپرسيد. چه ما يا هر كس ديگه اى هم باشه، مى خواد به فوتبال ايران خدمت كنه. ***در حال حاضر تيم ملى چه مشكلاتى داره؟ < بازيكنان هيچ كدومشون روحيه ندارن. خودش يه مشكل بزرگه . هر كى مياد مربى بشه، بايد حالا حالاها روى بدن و روحيه بچه ها كار كنه. اونا اگه ۹۰ دقيقه بازى كنن كم ميارن. در واقع بازيكنان ما ۴۰ دقيقه اى هستن. ***اگر مدير فنى تيم ملى بشيد روى چه بازيكنى خط قرمز مى كشيد؟ < ۵۰ درصد بايد برن بيرون. ***مى توانيد نام ببريد ؟ < هر موقع خط زديم اون موقع متوجه مى شيد. هر كس ديگه اى هم بياد اين كار رو مى كنه. ***از بحث تيم ملى خارج شيم. از پرسپوليس چه خبر؟ < بى خبريم. فقط شنيديم نيكبخت اومده پرسپوليس. ***على انصاريان هم رفته استقلال. < آره. خيلى ناراحت شديم. پرسپوليس اگر يه بازيكن با تعصب داشت، اونم على انصاريان بود. حيف شد كه از دست رفت. نمى دونيم چرا اونو انداختن بيرون اما ما هميشه قدر اين جور بازيكنا رو نمى دونيم. ***شنيديم شما با قلعه نويى صحبت كرديد كه انصاريان بره اونجا؟ < كى گفته؟ ما اصلاً با قلعه نويى حرف نزديم. به ما چه كه كى داره مى ره اونجا. ***يعنى در انتقال انصاريان به استقلال هيچ نقشى نداشتيد؟ < نه. ما هيچى نمى دونيم. ***قراره محمد پروين هم بره استقلال. <محمد نمى ره استقلال. او خودش مى دونه. اگه بخواد بره قرارداد ببنده ما جلوش سنگ نمى اندازيم. اما ببين چيكار كردن كه اين بچه مى خواد بره استقلال. تعصب ديگه تو فوتبال مرده. يه بازيكن منتظر نمى مونه كه باشگاه چى مى گه. اگر نخواستش مى ره. ديگه اون زمونه نيست كه بازيكن وقتى مى خواست بياد پرسپوليس شب و روز خوابش نمى برد. الان اگه پرسپوليس نگيره بازيكن مى ره استقلال. اگه به كريم و كاظميان هم پول ندن اونا هم مى رن. متأسفانه فوتبال ما پولكى شده. ***گفته مى شد ابراهيمى فصل آينده در كنار قلعه نويى قرار مى گيره؟ <ما نشنيديم. اگه هم بخواد بره چه اشكالى داره. يه زمان پرسپوليس بود حالا مى خواد بره استقلال مربيگرى كنه. هر كارى براى پرسپوليس كرد ، براى استقلال هم مى كنه. ***استقلالى شديد؟ < ما الان تيم نداريم. طرفدار تيم خاصى هم نيستيم. استقلال و پرسپوليس هر جفتشون هم خوبن. ***دوست داريد كدوم تيم قهرمان ليگ ششم بشه؟ < هر كدوم بشه فرقى نداره اما دوست دارم استقلال قهرمان بشه. پرسپوليس هم مهره هاى خوبى رو گرفته. با اين تيم راحت مى تونه قهرمان بشه. اگه انصارى فرد پول بچه ها رو بده حتماً قهرمان مى شه. ***تيم نمى گيريد؟ < هنوز كه پيدا نكرديم. اگه پيدا كنيم دوباره مربيگرى مى كنيم. ***پرسپوليس چى؟ بر نمى گرديد؟ <نه. اگه پشت گوشتون رو ديديد ما رو هم در پرسپوليس مى بينيد. واسه چى بايد برگرديم. ***اگه قلعه نويى از شما خواست در استقلال بهش كمك كنيد چى؟ < نه. اونجا هم نمى ريم. گفتيم اگه تيم گرفتيم مربيگرى مى كنيم. اگه هم نگرفتيم مى شينيم خونه، استراحت مى كنيم.
+ نوشته شده در  85/04/23ساعت 1:59  توسط فرزاد جلايي  | 

رونالدينيو از مردم برزيل عذرخواهي كرد ؛ كمكم كنيد

فوتبال نيوز: رونالدينيو، هافبك باشگاه بارسلوناي اسپانيا، از هواداران فوتبال برزيل براي پشت سرگذاشتن تلخي حذف تيم ملي اين كشور از دور رقابتهاي جام جهاني ‪ ۲۰۰۶درخواست كمك و از آنان عذرخواهي كرد. به گزارش خبرگزاري فرانسه از ريودوژانيرو، رونالدينيو و هم تيمي هايش عملكردي در حد انتظار در طول رقابتهاي جام جهاني نداشتند و در مرحله يك چهارم نهايي حذف شدند. وي در وب سايت شخصي خود نوشت: بسياري از مردم انتظار نمايشي درخشان از تيم داشتند به ويژه از من، چيزي كه اتفاق نيفتاد. از اينكه نتوانستيم توانايي واقعي خود را نشان داده و با جام جهاني خداحافظي كرديم، متاسفم. ستاره باشگاه بارسلونا ادامه داد: چيزي نمي‌توانم بگويم كه گذشته را عوض كند. به همين دليل فقط عذرخواهي مي‌كنم. وي افزود: يك ماه در تعطيلات است تا بتواند با آمادگي كامل از شروع فصل آينده در خدمت تيم برزيل باشد. به گفته رونالدينيو "فقط اين بار نبود كه تيم برزيل ادعاي ششمين قهرماني جهان را داشت اما با كمك شما، در جام جهاني ‪ ۲۰۱۰اشتباهات امسال را جبران خواهيم كرد." توقع هواداران فوتبال برزيل از رونالدينيو آنقدر زياد بود كه بعد از افول او در آلمان، مجسمه هفت متري وي ساعاتي بعد از باخت به فرانسه، به آتش كشيده و تخريب شد.
+ نوشته شده در  85/04/21ساعت 23:39  توسط فرزاد جلايي  | 

چند خبر تازه

---------------- فوتبال ايران با يك نزول چشمگيردر رتبه چهل و هفتم فيفا قرار گرفت.ولي اين تيم بعد از اين نزول همچنان در بين تيمهاي آسيايي بعد از استراليا در مقام دوم قرار دارد. در اين رتبه بندي ،همچنان برزيل در صدر قرار دارد و قهرمان جام جهاني ،ايتاليا در مقام دوم جا دارد.---------------------------------- بعد از كليزمن كه بنا بر مشكلات شخصي از تيم ملي استعفا داد،مارچلو ليپي مربي تيم قهرمان جام جهاني نيز بدون اشاره به دليلي خاص از تيم ملي استعفا داد.--------------------------بعلت پرداخت نشدن حقوق علي رضا امامي فرو شكايت اين بازيكن از باشگاه پرسپوليس تمامي فعاليت اي باشگاه به حالت تعليق در آمداست.اين در حاليست كه امكان دارد اين تيم به دسته اول نيز سقوط نمايد .البته در صورت وصول نشدن حقوق اين بازيكن-------------------------- IPNAاز خبرگزاري
+ نوشته شده در  85/04/21ساعت 23:38  توسط فرزاد جلايي  | 

خب هاي از مستطيل سبز

1-نيسترروي هلندي به رئال خواهد رفت.*نويسنده:معلوم نيست جناب رييس ،فرگوسن،چگونه فكر ميكند .سه ،چهار سال پيش نيستر روي را به من يونايتد مي آورد.او ميدانست اين مهاجم يك سال نمي تواند به سبب مصدوميت بازي كند .ولي حاضر مي شود و پول خوبي هم به باشگاه پي اس وي پرداخت مي كند اما حالا ... هر چند اين مهاجم در جام جهاني هم نتوانست نظر مربي هلند، فان باستن را جلب كند و.2-بوفون ،جام ياشين و زيدان توپ طلا و كلوزه كفش طلا را دريافت كرد3-زيدان به حرفهاي ماتراتسي عكس العمل نشان داد و با ضربه سر پاسخي به او داد كه هيچ وقت يك بازيكن فوتبال ومسلمان را تروريست معرفي نكند.4-وين روني دو بازي آينده تيم ملي اينگلستان را به علت محروميت فيفا از دست داد.نويسنده:اين انگليسي ها هم عالمي دارند .يك ماه تمام رسانه هاشون پر بود از اين كه روني به بازي ها مي رسد يا نه ، سرانجام هم رسيد و رسيدنش عامل مهم حذف آنها از جام شد
+ نوشته شده در  85/04/20ساعت 17:12  توسط فرزاد جلايي  | 

قهرمانان ناشناخته آلمان 2006

قهرمانان ناشناخته آلمان 2006 -------------------------------------------------------------------------------- او در تلويزيون، «فرانس بكن بائر» را ديد كه مشغول صحبت در مورد برنامه‌هاي داوطلبانه براي جام جهاني 2006 بود. او همان زمان، وارد سايت شده و يك روز پيش از پايان زمان ثبت نام، فرم ويژه را پر كرد. چند ماه بعد، مسئولان مسابقات با او تماس گرفتند و از او براي همكاري دعوت كردند. -------------------------------------------------------------------------------- دو سال پيش، «ماريو آزودو»، خبرنگار و حقوقدان برزيلي، كه زماني در باشگاه «آتلتيكو مينيرو» بازي مي‌كرد، براي تعطيلات به آلمان رفت. او در تلويزيون، «فرانس بكن بائر» را ديد كه مشغول صحبت در مورد برنامه‌هاي داوطلبانه براي جام جهاني 2006 بود. او همان زمان، وارد سايت شده و يك روز پيش از پايان زمان ثبت نام، فرم ويژه را پر كرد. چند ماه بعد، مسئولان مسابقات با او تماس گرفتند و از او براي همكاري دعوت كردند. او در چند تورنمنت بين‌المللي و 32 بازي بين‌المللي شركت داشته و به چهار زبان صحبت مي‌كند و پس از پايان مسابقات، نيز به افغانستان سفر خواهد كرد. «ماريو»، يكي از 1600 داوطلبي است كه از 150 كشور به آلمان آمده‌اند تا برگزاري بدون نقص بزرگ‌ترين تورنمنت فوتبال جهان را تضمين كنند. حضور آنان با پيراهن‌هاي آبي روشن و نارنجي در شهرهاي گوناگون، جلب توجه مي‌كند و در روز فينال در برلين نيز نقش حياتي و مهمي دارند. فرانكفورت، پايگاه اصلي اين ارتش داوطلبان بوده، اما برلين، بزرگ‌ترين مركز آنان است. برخلاف عقايد عمومي، زندگي براي اين داوطلبان، يك پيك‌نيك نيست. آنان ساعت‌ها بدون دريافت يك سنت وظايف خود را انجام مي‌دهند. اين در حالي است كه حتي هزينه‌هاي اسكان نيز بر عهده خود اين افراد است. بهترين بخش كار به قول ماريد، همان «با هم بودن» است. داوطلبان مجله ويژه خود را نيز دارند كه روزانه به وسيله ايميل ارسال مي‌شود. داوطلبان به بيش از پنجاه زبان سخن مي‌گويند و شغل آنان نيز ثبت واكنش بازيكنان پس از پايان هر مسابقه و ارسال آن به سايت فيفاست. همه آنان به نام كوچك خوانده مي‌شوند و جداي از مليت به زبان‌هاي گوناگوني صحبت مي‌كنند. جام جهاني 2006 آلمان، بدون وجود داوطلبان هيچ‌گاه اين گونه برگزار نمي‌شد BAZTZB.COM
+ نوشته شده در  85/04/20ساعت 1:49  توسط فرزاد جلايي  | 

مهر تاييد بر مصطفوي

مصطفوي فرد با سابقه‌اي در ورزش است و درك مي‌كند كه بايد داراي يك روابط اجتماعي باز و قوي در ورزش باشد. او متوجه مي‌شود كه بايد با تمام اجزاي ورزش هماهنگي و همكاري داشته باشد و ورزش نمي‌تواند در انحصار باشد. اميدوارم با انتخابي كه هاشمي انجام داده مصطفوي بتواند در فدراسيون فوتبال موفق باشد -------------------------------------------------------------------------------- معاون رييس جمهور و رييس سازمان تربيت بدني پس از انتخاب داريوش مصطفوي به عنوان دبير فدراسيون فوتبال گفت: وي يك بار امتحان خود را پس داده و مديريت را خوب مي‌فهمد. مهندس محمد علي آبادي با بيان مطلب به خبرنگار ايسنا، گفت: مصطفوي فرد با سابقه‌اي در ورزش است و درك مي‌كند كه بايد داراي يك روابط اجتماعي باز و قوي در ورزش باشد. او متوجه مي‌شود كه بايد با تمام اجزاي ورزش هماهنگي و همكاري داشته باشد و ورزش نمي‌تواند در انحصار باشد، چراكه بايد به نظر كارشناسان ورزشي و خبره‌هاي اين رشته اهميت دهد؛ اين نقاط مثبتي است كه ما در وي مي‌بينيم. اميدوارم با انتخابي كه هاشمي انجام داده مصطفوي بتواند در فدراسيون فوتبال موفق باشد. وي با بيان اين كه فوتبال ورزش مورد علاقه‌ همه‌ي مردم ايران است گفت: ما بايد اين ورزش كه ميليون‌ها نفر علاقه‌مند دارد را جدي بگيريم و هر كمكي كه سازمان تربيت بدني، كميته‌ي ملي المپيك و هر بخش ديگري كه باعث شود بازيكنان تيم ملي به موفقيت دست يابند انجام دهند. علي‌آبادي با تاكيد بر انتخاب سرمربي مناسب براي تيم ملي گفت: هر كجا كه مسوولان فدراسيون فوتبال در اين زمينه از ما كمك بخواهند ما با ديدگاهي مثبت با آنها برخورد خواهيم كرد. رييس سازمان تربيت بدني پس از اتمام بازديدهاي خود از اردوهاي تيم‌هاي ملي واليبال، كشتي و تيم ملي اميد از وضعيت موجود حاكم بر اين تيم‌ها ابراز رضايت كرد و به ايسنا گفت: برنامه‌هايي كه هم اكنون در حال اجرا است همان برنامه‌هايي است كه در ستاد مسابقات تصويب شده و فدراسيون‌هاي ورزشي دائما زير نظر ما هستند. نمايندگان كميته‌ي ملي المپيك همواره در اردوها حاضر هستند و با اين شكل كه ما در حال پيش رفتن هستيم تا زمان بازي‌هاي آسيايي دوحه قطعا به آمادگي نهايي خواهيم رسيد. من وضعيت فعلي را در اردوي تيم‌هاي ملي به دور از حاشيه و فضاي تمرين براي كار مي‌بينم. وي در ادامه در رابطه با انتظاري كه سازمان تربيت بدني و كميته‌ ملي المپيك از مدال‌آوري رشته‌هاي مختلف ورزشي دارند گفت: حاصل و نتيجه‌ي تمرين و برنامه‌ريزي مدال است. اما، رشته‌هاي ورزشي داريم كه هنوز قوي نيستند و نمي‌توان انتظار مدال از آنها داشت. در اين ده ماهه‌ي اخير فشار زيادي روي آنها آورديم و امكانات لازم را در اختيارشان قرار داده‌ايم اما، مي‌دانيم كه دوره‌ي قهرماني ده ماه نيست. بر اين اساس بعضي از رشته‌ها عليرغم اين كه مدال نمي‌آورند را به بازي‌هاي آسيايي دوحه اعزام خواهيم كرد. وي در رابطه با برخي رشته‌هاي ورزشي بانوان كه گفته‌اند در بازي‌هاي آسيايي دوحه شركت نمي‌كنند گفت: در اين زمينه من به صورت شخصي تصميم نمي‌گيرم. يك تيم جمعي براي همه‌ي رشته‌هاي ورزشي تصميم‌گيري خواهد كرد چرا كه ما هيچ كاري را بدون رجوع به كارشناسان ذيربط انجام نخواهيم داد. ما اگر احساس كنيم تيمي در دوحه مدال نمي‌آورد اما، به لحاظ رواني در كاروان اعزامي تاثير دارد اين تيم را قطعا اعزام خواهيم كرد.
+ نوشته شده در  85/04/20ساعت 1:46  توسط فرزاد جلايي  | 

ارزيابي گزينش تصاوير جام جهاني در سيما

گزينش تصاویر در تلویزیون برای نشان ندادن صحنه‌هاي خاص و غيراخلاقي، چيزي نيست كه تنها در ايران انجام شود، بلكه بحث كيفي آن در سراسر جهان و شبکه‌های تلویزیونی، متفاوت است. در ماهواره‌هاي نيل و عرب، شبكه‌هاي رايگان، حق پخش تصاوير خاص را به صورت آزادانه ندارند، در تلويزيون‌هاي خانوادگي كشورهاي غربي و حتي شبكه‌هاي دولتي، پخش تصاوير خاص، به حك محدوديت سني يا زمان خاص براي پخش بستگي دارد. همين تفكر اندكي پيشروي داشته و در كشور ما به فوتبال نيز سرايت كرده است. البته وضعيت ناهنجار در تصاوير جام جهاني 94 آمريكا، مسير فعاليت تلويزيوني شبكه‌هاي ورزشي را منحرف كرد و حتي كار را به جايي رساند كه كارگردان ورزشی كانال «پلاس» در ورزشگاه رم، با تماشاگران ايتاليايي سري A شوخي‌هاي غيراخلاقي مي‌كرد و سپس در سر فصل، آنها را به صورت تصاویر جذاب به صورت عمومی پخش می‌نمود! ظهور دستگاه ديله (تأخيرانداز) در زمان پخش مسابقه‌هاي فوتبال، حتي در سال 90 و جام جهاني ايتاليا، كارآيي نداشت و مي‌توان به صراحت گفت كه ميزباني آمريكا و نوع پخش تلويزيوني اين بازي‌ها، جاذبه‌هاي جنسي را هم به حاشيه مسابقه‌هاي فوتبال اضافه كرده است. BAZTAB.COM البته پيش از آن، در المپيك 92 بارسلون، پوشش مشكل اصلي تصاوير ورزشي شده بود كه حتي حساسيت كشورهاي عربي را نيز برانگيخت. پس از آن، شبكه‌ها به فراخور فرهنگ خود، يا كنار آمدند يا تصميم به گزینش گرفتند، در آن زمان، رسانه ملي با تهيه دستگاه دیله در هنگام پخش زنده، تصاویر غیراخلاقی را با تصاویر مناسب همان بازی جایگزین می‌کرد. این مورد ناهنجاري در سال‌های اخیر، به دلیل رویکرد مخالف فیفا با پخش تصاویر غیر‌اخلاقی در حین پخش زنده مسابقه‌های فوتبال، به مقدار زیادی کاهش پیدا کرد، به اندازه‌اي که در برخی مسابقه‌های رسمی فوتبال در نقاط گوناگون جهان، حتی یک نمونه هم از اين‌گونه تصاوير پیدا نمی‌شود. در این میان، چندی پیش، یکی از سایت‌هاي مخالف فرهنگ اصیل ایرانی، در گزارش به اصطلاح مبسوطی، به بررسی این موضوع با عنوان «آسیب‌شناسی پخش فوتبال در تلویزیون» پرداخت. گذشته از بی‌اطلاعی نگارنده كه عنوان پژوهشگر ارتباطات را به خود داده، در حوزه تجهیزات فنی، دستگاه دیله در مسابقه‌های فوتبال، که از رسانه ملی پخش می شود، از 5 تا 7 ثانیه برای تأخیر تنظیم می‌گردد. انتخاب زمان 5 تا 7 ثانیه‌ای، به این دلیل است که كم‌ترين زمان در یک فوتبال محدود شده و بقیه تصاویر به راحتی برای مخاطب پخش شود. تلاش مسئولان فنی دستگاه‌های دیله، تا جايي است که از آغاز بازی تلاش می‌شود، تصاویر جایگزین را از همان مسابقه بگیرند. البته بسيار شنیده‌اید كه تصاویر مسابقه دیگري را در زمان پخش زنده استفاده می‌کنند؛ این مربوط به جام جهانی 94 است که هنوز کاربران دستگاه‌ها به تسلط کافی نرسیده بودند. در همان بازی‌ها برای یک بار، تصویر حذفی از ورزشگاه «رزبال» در «پاسادنا» در روز بود، ولی تصویر جایگزین از ورزشگاه «جاینت» نیویورک و در شب! به اين ترتيب، این گاف تصویری، آن قدر بزرگ شد که امروز به جام جهانی؛ یعنی 64 بازی سرایت کرده است. هرچند این توضیحات برای مخاطب عام نیاز بود، اما پرسش این است كه چرا این پژوهشگر ارتباطات، با حرارت و به خاطر بی‌اطلاعی، دوره دیله تصویر در فوتبال را 2 دقیقه فرض می‌کند؟ قطع تصاویر در استودیوی شبکه سه، که حرفه‌ای‌ترین مسئولان فنی در حوزه دیله را دارد، به خلاف ادعای نویسنده، به تصاویر شادی برنمی‌گردد. این گزینش، بیشتر به شرایط تشویق یا لباس‌های نافرم برخی تماشاگران فوتبال وابسته است. وقتی تماشاگر زن یک کشور آمریکای جنوبی، با رنگ کردن بدن خود به جای پوشش، قصد جلب توجه دارد، طبیعی است، تلویزیون دولتی، باید شرایط عام را در نظر بگيرد. وقتی هولیگان‌های انگلیسی یا تیفوسی‌های ایتالیایی برای اعتراض، لخت و بدون پوشش وارد زمین بازی می‌شوند، پخش این تصاویر، چه دستاورد فرهنگی و ورزشی برای مخاطب عام در سراسر کشور دارد؟ چهار سال پیش، شبکه عربی خصوصی و پولی «art»، در بین پخش یک بازی زنده از رقابت‌های لیگ برتر انگلیس، به خاطر پریدن یک زن لخت به داخل زمین، پخش فوتبال زنده خود را به مدت 1 دقیقه، تا زمانی که پلیس، زن را گرفت و از زمین بیرون برد، قطع کرد. حال چه طور شده که در یک تلویزیون خصوصی که سلیقه‌ها حاکم است، می‌توان به گزینش مثبت تصاویر اقدام کرد، ولی در یک تلویزیون دولتی و ملی، نباید چنین خیراندیشی رسانه‌ای را به نمایش گذاشت؟! البته باید به این موضوع نيز اشاره کرد، که برخی حذف‌های بی‌دلیل در این دوره از جام جهانی، موجب شده است، منتقدان پخش نشدن تصاویر غیراخلاقی گزك به دست آورده و ریشه کار را زیر سؤال ببرند. اما این دلیلی موجه برای سودجویی‌های غرض‌آلود نیست؛ چنان که گزارش این نویسنده، چنان تنظیم می‌شود که مردم، گمان کنند ضرغامی مانند میرآب‌های قدیمی، سر رودخانه تصاویر نشسته و با نظر وی، تصاویر به اصطلاح سانسور می‌شود. از محلی که ضرغامی در استودیو تولید حضور داشت تا محل گزینش تصاویر در رژی پخش، دست‌كم 500 متر فاصله دارد و دو مدیریت مستقل تصویری بر پخش زنده از ماهواره و پخش زنده از استودیو نظارت دارند؛ بنابراين، سوءاستفاده از حضور ضرغامی در میان ورزشی‌ها، نشان‌دهنده غیر ورزشی بودن نگارنده است. چون در دوازده سال اخیر، که رسانه ملی به صورت حرفه‌ای به ورزش پرداخته و همواره یکی از تلویزیون‌های مؤثر و تولیدکننده تصاویر ورزشی در اتحادیه تلویزیون‌های آسیا و اقیانوسیه ( ABU ) به شمار می‌رفت، هیچ‌گاه با استقبال این چنینی از سوی رئیس سازمان رو‌به‌رو نشده بود. حتی در دوره پيشين، که شبکه سه با برنامه و هدایت مؤثر، جام جهانی غیرمتعارف از حیث زمان برگزاری را به صورت حرفه‌ای برای مردم به نمایش گذاشت، چنین تشکر و قدردانی مناسبی از زحمتکشان عرصه ورزش رسانه ملی نشده بود. در ضمن این که حضور ضرغامی در آن شب حساس، نشان‌دهنده روحیه فوتبالی و هشیاري وی در کنترل سیستم خود، پيش از هر نتیجه‌ای بود. چون به هر حال، یک رسانه دولتی، باید آرامش‌بخشی لازم را در هر مقطعی، چه باخت و چه برد، از خود نشان دهد و جامعه را دچار مخاطره نکند! بهانه آوردن برای پخش نكردن دقایقی از بازی، تا هنگامي که موضوع تصاویر مشخص نشده، شاید برای مردم حساسیت برانگیز و عصبانی‌کننده باشد، اما وقتی به ده نفر از منتقدان، تصاویر قطع شده را نشان می‌دهند، نه نفر آنان، قبول می‌کنند که پخش چنین تصاویری، متناسب با یک شبکه دولتی با محور مخاطب عام نیست. البته ناگفته نماند كه ضعف‌های بسياري نيز وجود دارد و دفاع مناسبی هم از زحمات انجام شده، صورت نمی‌گیرد و به جای اطلاع‌رسانی شفاف و حرفه‌ای به مردم، اندكي بي تفاوتي در معاونت روابط عمومي سازمان صداوسيما صورت مي گيرد كه چنين افرادي به عنوان دلسوز مدعي كارشناسي شوند. این مطالب را براي حفظ ارزش اطلاع‌رسانی شفاف و ضایع نشدن زحمت ده‌ها نفر در بخش‌های ورزشی رسانه ملی نگاشته و اندکی هم به دوستان رسانه ملی توصیه می‌کنیم، به جای خیراندیشی، گزک به دست دشمنان فرهنگ اصیل ایرانی ندهند تا آنان با یک دستمال، قیصریه‌ای را آتش بزنند! بهتر است، کسانی که این‌گونه بازار را شلوغ می‌کنند، بدانند، در همه کشورهای جهان، تلویزیون‌های دولتی از قواعدی خاص و خشک استفاده می‌کنند، که دلیل آن، حساسیت یا محدودیت نیست، بلکه به خاطر منافع ملی و قواعد دولتی همان کشور است. همان گونه که شبکه دولتی آلمان (ZDF) روزانه، تنها 20 دقیقه تبلیغ بازرگانی پخش می‌کند، این نشان از پایبندی چنین شبکه‌هایی به اصول خاصی دارد و ممكن نيست این شبکه قدیمی و حرفه‌ای، از پول بیشتر یا کم شدن هزینه‌هایش فراری باشد یا بهره آن را متوجه نشود. در حال حاضر، جام جهانی از شبکه‌های گوناگونی در جهان پخش می‌شود که در ایران به لحاظ وجود یک رسانه ملی، این مجموعه، موظف بود، بنا بر نیاز مردم و جوانان، چنین بازی‌هایی را خریداری کند، هر چند به قیمت 5/8 میلیون یورو، ولی در کنار این تفکر، موظف به حفظ قواعد و ارزش‌های خانوادگی و فرهنگی در ساختار داخلی خودش نيز هست. در مقابل، علاقه‌مندان دیدن تصاویر به اصطلاح بدون سانسور، به راحتی می‌توانند راه مناسب آن را پیدا كنند تا هر شخصی به خاطر سلیقه‌های خودش، همه مردم را وامدار مجانی علاقه خود نکند. امیدواریم، شهامت ورزش رسانه ملی با روحیه رئیس سازمان گره خورده و اندکی از ترس در فعالیت رسانه را کنار بگذارند تا در کنار سرویس حرفه‌ای به مردم، بهانه به دست افراد بی‌اطلاع نیفتد. در پايان نمونه اي از تصاوير سالم و ناهنجار جام جهاني را براي اطلاع بيشتر علاقه مندان ورزشي منتشر مي كنيم تا ميزان سختي كار تصميم گيرندگان ورزشي رسانه ملي بيش از پيش براي مردم روشن شود. اگر چه شايد بعضي ها اعتقادي به اين مسايل و اصول فرهنگي ايرانيان نداشته باشند و بخواهند فرهنگ برهنگي را توجيه و ترويج دهند، اما اين در وظايف رسانه ملي نيست كه دانسته كمر به نابودي خرده فرهنگ‌هاي محلي و اصول فرهنگي ايرانيان ببندد.
+ نوشته شده در  85/04/20ساعت 1:44  توسط فرزاد جلايي  | 

زيبايي يا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بعد از قهرماني يونان در يورو2004 شوكي به تيمهاي بزرگ و پرآوازه وارد شد كه تدابيري اتخاذ كنند كه ديگر دچار بلايي انگونه نشوند. شايد وارد شدن به زمين با اين تفكر كه: گل اول را نخوريم، باعث شده است كه تيمهاي متوسط ديگر مجالي برتري بر تيمهاي قوي را پيدا نكنند.در ادوار گذشته تيمهاي مدعي با اين نگرش بازي خود را شروع مي كردند: گل اول را ما مي زنيم .اين نگرش در مقابل نگرش امروزي تيمهاي صاحب قدرت ،زيبايي فوتبال كاهش مي دهد.در جام جهاني 2006 شگفتي ديده نشد.بجز اكران كه نه به سبب تفكر ،بلكه به سبب جدول تا يك چهارم پيش رفت،و ديگر تيمي كه اسم شگفتي را يدك بكشد سراغ نداريم؟آيا اين قضيه نمي تواند در كاهش جذابيت فوتبال موثر باشد؟ از طرفي براي پاسخ دادن به اين سوال كه اين دوره از بازيها عنصر زيبايي را به همراه داشت يا خير ناچارا بايد مقايسه اي در ذهن ترتيب داد .هنگامي كه اين بازيها را كه برچسب جام جهاني دارد با بازيهايي نظير لاليگا يا ليگ برترانگليس يا قهرماني باشگاههاي اروپا قياس مي نماييم ،به جواب درست نخواهيم رسيد.جام جهاني آلمان را بايد با ادوار گذشته اش مقايسه نمود ،آنوقت مي توان گفت اين جام از بعد زيبااي چه ميزاني را در بردارد.آري، من وشمايي كه هر هفته ،ميانگين، چهار،پنج مسابقه اروپايي را تماشا مي كنيم ديگر جام جهاني آن يگانه ويترين نخواهد بود كه هر چهار سال يك بار آرزويش راداشتيم.
+ نوشته شده در  85/04/17ساعت 3:36  توسط فرزاد جلايي  | 

نكونام اولين سفير ايران

يك سايت استراليايي خبر انتقال نكونام را به تيم اوساسوناي اسپانيا پوشش داد. به گزارش گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا) و به نقل از يك سايت استراليايي؛ هافبك ملي پوش تيم ملي ايران طبق قانون بوسمن از تيم الشارجه امارات به اوساسونا پيوست. نكونام قراردادي سه ساله به ارزش 5/3 ميليون پوند با اين تيم اسپانيايي به امضا رساند. جوانجو لورنز مديرعامل باشگاه اوساسونا درخصوص انتقال نكونام به اين تيم گفت: او در جام جهاني خوب بازي كرد و در 25 سالگي تجربه كافي را براي پيشرفت دارد. وي افزود: ما به او اعتماد داريم، نكونام از تكنيك خوبي برخوردار است و مي تواند كمك زيادي به ما كند. همچنين باشگاه اوساسونا هكتور فونت هافبك تيم ويارئال را نيز به خدمت گرفت. اين بازيكن 22 ساله ديروز قرارداد سه ساله اي با اوساسونا به امضا رساند. انتهاي خبر // ایپنا - وب سایت خبرگزاری ورزش ایران//www.ipna.ir
+ نوشته شده در  85/04/16ساعت 20:58  توسط فرزاد جلايي  | 

پاس ،از زبان سرمربي

سبزپوشان كه هميشه در اردوها و تمرينات نظم و انضباط اساس كارشان بوده، حالا با كادر فني جديد كه به ديسيپلين اهميت ويژه‌اي مي‌دهد خود را براي ليگ ششم حرفه‌اي آغاز مي‌كنند. برپايي يك اردوي پنج روزه فشرده در بروجرد و انجام يك بازي تداركاتي در آنجا كه به برتري مطلق آنها انجاميد بهانه‌اي بود تا با مجيد جلالي سرمربي پاس به گفت و گو بنشينيم: آقاي جلالي شرايط اردوي بروجرود را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ با توجه به زمين خوب و آب و هواي عالي شهرستان بروجرود بچه‌ها فوق‌العاده كار كردند و به‌رغم تمرينات فشرده و سنگين كه براي آنها در نظر گرفتيم، بازيكنان پاس با تحمل اين سختي‌ها استارت جدي خود را براي آماده‌سازي زدند. انجام تمرين سه نوبتي در روز فشار بيش از حد به بازيكنان وارد نمي‌كند؟ اگر تمرينات فشرده و فشار روي بازيكنان در طول روز را تقسيم كنيم و آن را به نوبت‌هاي متعدد افزايش دهيم دقيقا اين فشار را متعادل كرده‌ايم و قاعدتا تحمل بازيكنان هم تقسيم شده و آنها به راحتي مي‌توانند با آن خو بگيرند. من در دوره قبلي هم كه هدايت پاس را برعهده داشتم اين شيوه تمريني را به تيم تزريق كردم و اثرات مثبتي از آن گرفتم. خوشبختانه در بروجرد هم بازيكنان پاس به خوبي از عهده اين تمرينات پرفشار برآمدند و نتايج ايده‌آلي از اين اردو گرفتيم كه اميدوارم در روند آماده‌سازي تيم در مراحل بعدي به ما كمك كند. نفرات جديد و جوان تيم در اين اردو چگونه ظاهر شدند؟ خوشبختانه آنها هم پا به پاي بقيه تمرين كردند و هماهنگ با بازيكنان باتجربه و قديمي تيم كار كردند. انگيزه آنها مثال‌زدني بود، به خصوص علي كريمي كه خيلي زود با تيم و مجموعه تيم خو گرفته است و اصلا احساس غريبي نمي‌كند كه اين خصيصه مي‌تواند به هماهنگي او با تيم كمك كند. با توجه به جديت ولي‌ا... صالح‌نيا روند آماده‌سازي بدني تيم را چگونه مي‌بينيد؟ البته ما فقط سه هفته است كه تمرينات خود را شروع كرده‌ايم و حقيقتا نمي‌توان در اين وضعيت بازي تيم را ارزيابي كرد و به آن نمره داد ولي با توجه به شناختي كه از تجربه و جديت آقاي صالح‌نيا سراغ داريم اميدوارم كه ايشان بتواند زودتر از آنچه مدنظر است شرايط بدني بازيكنان را به حد ايده‌آل برساند و آماده رقابت‌هاي سنگين ليگ برتر نمايد. بسياري از كارشناسان معتقدند كه پاس با توجه به حفظ بازيكنان قبلي خود استخوان‌بندي تيم اصلي خود را حفظ كرده است، نظر شما در اين خصوص چيست؟ اين درست كه استخوان‌بندي اصلي تيم حفظ شده است ولي شما ببينيد ما مهم‌ترين عناصر تهاجمي خود را از دست داده‌ايم. نكونام و برهاني وزنه‌هاي بسيار سنگيني هستند كه براي هر تيمي يك نعمت به حساب مي‌آيند ولي به هر حال با بازيكنان فعلي و استعدادي كه در آنها سراغ دارم مطمئنم كه جاي خالي بازيكنان جدا شده احساس نمي‌شود. از نكونام صحبت شد، رفتن او به تيم اوساسوناي اسپانيا به عنوان اولين لژيونر لاليگا را چطور ارزيابي مي‌كنيد و در صد موفقيت او در ليگ پويا و قدرتمند اسپانيا را چگونه مي‌بينيد؟ جواد مطمئنا با پشتكاري كه دارد مي‌تواند در اسپانيا هم موفق شود، به شرطي كه بتواند زندگي حرفه‌اي خارج از زمين را هم پيش بگيرد و عقب‌ماندگي يك سال اخير خود را جبران نمايد. بسياري معتقدند كه ليگ امارات سكوي پرتاب بازيكنان آسيايي از جمله ايراني‌ها به ليگ‌هاي اروپايي است، به عنوان يك كارشناس در اين خصوص صحبت كنيد؟ ليگ امارات از نظر تجهيزات و امكانات عالي است و به لحاظ كيفيت برگزاري و منظم بودن آن ليگ‌هاي اروپايي توجه ويژه‌اي به اين ليگ و بازيكنان شاغل در آن دارند. من هم با شما هم عقيده هستم، ليگ امارات مي‌تواند جاده‌اي باشد براي رسيدن به اروپا و اين مهم طي سال‌هاي اخير به اثبات رسيده است. از وضعيت بيژن كوشكي و بازگشت او به تيم پاس چه خبر؟ من بايد با اوصحبت كنم. كوشكي بايد دلايل قانع كننده‌اي براي غيبت طولاني مدت و غيرموجه خود داشته باشد، اميدوارم كه بتوانيم همديگر را قانع كنيم. نصرتي چه زماني به تمرينات تيم باز خواهد گشت؟ او با مصدوميتي كه در ديدار ايران و آنگولا به آن دچار شد دوران بازسازي خود را مي‌گذراند و اميد است كه بين دو تا سه هفته ديگر به جمع ما ملحق شد. رودباريان چطور؟ او با آمادگي كامل از اين هفته با تيم تمرين خود را آغاز خواهد كرد. بازي تداركاتي با منتخب بروجرد با چه هدفي برگزار شد؟ ما انتظار بالايي از اين بازي نداشتيم، با توجه به خستگي بازيكنان، مي‌خواستيم آنها محك بخورند و از طرفي خستگي و فشردگي تمرينات از بدن آنها خارج شود. شروع تمرينات شما از چه تاريخي خواهد بود و آيا اردوي تداركاتي ديگري برگزار خواهيد كرد؟ از فردا بعد ازظهر تمرينات خود را آغاز مي‌كنيم و از فردا آن را به دو نوبت افزايش مي‌دهيم، ضمنا قرار است هفته آينده يك اردوي پنج روزه ديگر را ترتيب دهيم كه احتمالا اين اردو در شهرستان تبريز با توجه به شرايط آب و هوايي مطلوب آنجا برپا خواهد شد. گفت وگو : مهدي ميرزائيان انتهاي خبر // ایپنا - وب سایت خبرگزاری ورزش ایران//www.ipna.ir -------------------------------------------------------------------------------- --------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در  85/04/16ساعت 20:57  توسط فرزاد جلايي  | 

به اميد يورو 2008

پسر دايي عزيزم ،نيما ، بعد از حذف انگليس، تيم مورد علاقه ام ، براي كر كري خواندن و حرص در آوردن ،ابتدا زنگ زد، با ديدن شماره اش از خواب دادن خوداري كردم اما چند لحظه بعد زنگ درب زده شد .نيما بود او آمده بود تا مهر باطل شد انگليس را در صفحه هواداريم بزند .من يك جمله بشتر نگفتم : بازي قبل از فينال،آلمان و ايتاليا ،حتما از شرمندگي بيرون خواهم آمد .او خنده معني داري زد و مانند تمام هواداران آلمان مغرورانه گفت .اين جام مال آلمان است .براي اين منظور هر تيمي را نابود خواهيم كرد .و آن شب از راه رسيد آنها ميزبان بودند و مغرور .آمده بودند پيروز شوند ،و جز پيروزي به هيچ موردي فكر نمي كردند .اولين ضربه زده شد، دومي، سومي ,...... دقيقه 119وآن لحظه از راه رسيد.براي من يك مفهوم داشت:خدا خواست از شرمندگي نيما در آيم ودر آن لحظه چه زيبا تقدر ايگونه رقم خورد.من چوب مهمان بودم از تلفنش به نيما زنگ زدم وچون شماره آن محل برايش نا آشنا بود جواب داد و من فقط گفتم تبريك مي گويم آلمان جوانمردانه بازي كرد .شايد يورو2008به فينال راه پييدا كنيد البته مقابل انگلستان!!!!!
+ نوشته شده در  85/04/15ساعت 2:48  توسط فرزاد جلايي  | 

ترجمه از سايت اصلي فيفا توسط فرزاد جلايي

زيدان به گذشته برگشته،اين نمايش وهدايت فرانسه در مقابل برزيل شايد پاداشش براي او تصاحب عنوان بهترين بازيكن سال فيفا باشد. زي زو،سه بار موفق شده در سالهاي 1998 ،2003و2000بهترين بازيكن جهان شود او بدون توجه به مقامش در جمع بهتري بازيكنان سال گذشته جهان به آساني بازي كردو اما در مقابل مقام ومنزلت بهترين بازيكن جهان براي حريفش رونالديهو چيزي بجز مكر وحيله در بر نداشت. فرمانده مقتدر در مركز زمين ، هنرمندي بري آبي پوشان،استفاده زيركانه موثر با حركاتي ظريف رهايي و فراراز مدافعان برزيل ،كنترل توپها و ارسال آنه براي تيري هانري هانري. اين گونه بود كه سانتري از جناح چپ زمبن توسط او نواخته شد ومرد آرسنالي خط آتش با ضربه بغل پا در زاويه بسته ديدا به سقف دروازه برزيل كوبيد. زيدان به آساني بيشرين قدرت ونفوذ در بازيكنان تيم ملي فرانسه دارست.در باره او پژوهشگر فني فيفا مي گويد :بازي پاي او،شگفت انگيز است،پاسهاي او عالي ودل پسند است،در مجموع او يك ژنرال در بين هافبك هاست.اين تيم فرانسه هرگز به خوبي بازي با برزيل هرگز مشاهده نشده و اين امر مرتبط با زيدان ميباشد. Average 4.7 stars Budweiser Man of the Match: Zinedine ZIDANE (FRA) 1 July 2006 by FIFAworldcup.com Zindedine Zidane turned back the clock and showed the form that won him three FIFA World Player of the Year awards as he led France to a 1-0 quarter-final victory over Brazil in Frankfurt. ‘Zizou’, who was recognized as the best player in the world in 1998, 2000, and 2003, comfortably outshone his opposite number and current FIFA World Player of the Year, Ronaldinho, with a vituoso display of skill, vision and guile. The French skipper was constantly at the centre of the action for Les Blues, using subtle, delicate touches to escape Brazilian defenders and directing dangerous balls to striker Thierry Henry. It one such cross, in fact - from a set piece on the left wing - that found the Arsenal man wide open at the far post for a close-range volley that he side-footed past Dida into the roof of the Brazilian net. “Zidane was easily the most influential player in the French team,” said FIFA Technical Study Group member Alvin Corneal. “His footwork was amazing, his passing exquisite. He totally marshalled the midfield. This French team has never looked as good as they did today because of Zidane.” Recommend This Story
+ نوشته شده در  85/04/12ساعت 18:28  توسط فرزاد جلايي  | 

ترين ها از ديدگاه خودم،تا قبل از بازيهاي نيمه نهايي: بهترين خط دفاع =ايتاليا بهترين خط هافبك :فرانسه وشايد اسپانيا بهتري طراحي حمله از كناره ها=پرتغال بهترين طراحي حمله از عمق=آلمان بهترين تيم از لحاظ بالانس حمله-دفاع=آرژانتين بهترين مربي=اسكولاري‹پرتغال› بهترين دروازه بان=ديدا ‹برزيل› بهترين مدافع=كانا وارو‹ايتاليا› بهترين هافبك دفاعي=وي يرا ‹فرانسه› بهترين هافبك نفوذي=ديبري‹فرانسه›در كناربالاك ‹آلمان› بهترين مهاجم =كلوزه ‹آلمان› بهترين پنالتي زن=توتي ‹ايتاليا› بهترين پنالتي گير=ريكاردو ‹پرتغال› بهترين كاپيتان =بالاك ‹آلمان› قشنگ ترين گل=جو كول به سوئد بدترين بازيكن=رونالدينهو‹برزيل› بدترين تيم = برزيل وشايد چك بدترين داور =گراهام پل ‹انگليس› بدترين مربي=پريرا‹برزيل› بدترين دروازه بان = ميرزاپور ‹ايران› ودر خاتمه بهترين بازيكن =كلوزه بهترين تيم =فرانسه
+ نوشته شده در  85/04/12ساعت 2:10  توسط فرزاد جلايي  | 

اخبار داغ از فوتبال ايران

اخباري از فوتبال ايران:*تنه ريف فراموش شد رسول خطيبي به الشارجه رفت.رسول به علت اينكه تنه ريف در دسته دوم بسر مي برد،اين امررا راضي كننده نداست وبه الشارجه پيوست.نظر نويسنده :دسته دوم وحتي دسته سوم اسپانيا،از هر لحاظ سر تر از امارات مي باشد .از كجا معلوم تنه ريف ،رسول را نمي خواهد.؟ *عباس مرادي ،قائم مقام باشگاه صباباتري تهران،گفت: قرار داد علي دايي با اين باشگاه به پايان رسيده.اگر دايي بخواهد قراردادش را تمديد خواهيم كرد.او هر گونه مخالفت فرهاد كاظمي با اين امر را شايعه خواند.او از دايي حمايت كرد وافزود:دايي سرمايه ملي است ،نبايد اورا تخريب نمود.در مورد گل محمدي اگر او بخواهد ،ما نيز مايل هستيم قرادادش را تمديد نماييم.واگر قصد خدا حافظي دارد ، از هيچ كوششي دريغ نخواهيم كرد.نظر نويسنده=از آنجا كه كم وبيش از خلق وخوي فرهاد كاظمي با خبرم و به سبب جميع دلايل ،علي دايي ،امسال در ايران باز ينخواهد كرد .گمان مي رود او در امريكا فعاليت ورزشي خواهد كرد.شايد! *مديران پرسپوليس از بابت جذب نيك بخت واحدي خوشحالند و آنچه را كه مديران استقلال در اين ابطه مي گويند را بي اساس مشمارند.بنا بر قرار داد دو باشگاه مبادله بازيكن از دو تيم ،منوط به تاييد باشگاه است.اين موضوع باعث ناراحتي شديد دكتر قريب شدهاست.د ر مقابل قرمزها ،چون قبل از تنظيم قرار داد نكبخت را جذب كردهاند اين امر را بدون اشكال مي دانند وبس.نظر نويسنده=امسال درفصل نقل وانتقالات پرسپوليس كوبنده ظاهر شده است .بادامكي ،نيك بخت ، كعبي ،نيما قويدل،ياور زاده.تا بدين لحظه در تور قرمزها ديده مي شوند ،اگر استقلال مي خواهد از قافله عقب نماند ،بايد كاري انجام دهد تا از اين حيث در طول فصل در مانده نشود.فوتبال حرفه اي مردان حرفه اي نيز احتياج دارد!
+ نوشته شده در  85/04/11ساعت 17:48  توسط فرزاد جلايي  | 

برزيل ديگر هيچ

هنگامي كه رنگ زرد را از جام جهاني بگيريد ديگر اين جام صلابت خود ا از دست خواهد داد.آنها آمده بودند تا انتقام شكست فينال هشت سال پيش را از فرانسه بگيرند ،اما... آنهارا مغرور ديديم و اين غرور نابجا تا آن جا پيش ر فت كه حتي شماره 10قادر نبود 30 درصد توانايش در بارسا را نشان دهد.شايد اين تيم رويايي ترين تيمي باشد كه مي تواند يك مربي در اختيار داشته باشد تا هر چه عنوان است بدست آورد ولي حتي زماني كه سه بر صفر از بازي غنا خارج شدند مدانستيم اين تيم ره بجاي نمي برد .تيم برزيل با هزاران تبليغ بازيش ر ا در اين جام شروع كرد .قبل از آغاز بازي ها سوال اين بود فينال را كدام تيم با برزيل برگزار خواهد كرد ؟اما باز براي هزار در هزارمين بار فوتبال ثابت كرد براي پيروزي بايد جنگيد و زد وخوردو تا آخرين توان ايستادگي كرد .ولي تيم برزيل هچ كدام از اين فاكتور ها را به همراه نداشد .آنها فكر مي كردند پيروزي ها به سبب نام ها ميسر ميشود وديگر هيچ و چه زيبا مزد اين تفكر رويايي را دريافت كردند حتي بعد از شكست نيز ما از آنها چهره يك تيم مغموم را مشاهده نكرديم .و آنها كه روزي زندگي مي كردنند تا بازي كنند چه آسان فراموش كردنند كه از كدام ديار مي آيند.
+ نوشته شده در  85/04/11ساعت 4:18  توسط فرزاد جلايي  | 

ايتاليا ، آلمان جدالي به رنگ تاريخ

نيمه نهايي جام هجدهم در راه است.چهار تيم آلمان و ايتاليا ،پرتقال و فرانسه دو به دو پيكار خواهند كرد تا دو تيم فيناليست مشخص شوند.آرژانين ،اوكران ،انگلستان وبرزيل در دور قبل حذف شدند تا نيمه نهايي اين جام به صورت كاملا اروپايي برگزار شود .آخرين باري كه تركيب چهار تيم نيمه نهايي به صورت اروپايي برگزار شد،به سال 1982 اسپانيا برمي گرددكه ايتاليا در فينال با غلبه بر آلمان قهرمان جام جهاني نام گفت .آيا امسال نيز اين تقارن مي تواند باعث قهرماني ايتاليا شود ؟ايتاليا براي رسيدن به اين مهم بايد از دو خاكريز به سلامت عبور كند .اول خاك ريز آلمان : براي عبور از اين مانع لاجوردي پوشان بايد در مرحله نخست از شتا بزدگي بپرهيزند ،اگر ابتكار عمل را از دست دادند ‹كه به سبب قدر ت ميزباني حريف از دست خواهند داد›› نبايد نيروي مقابله از آن را هم از دست بدهند ، اگر توجه كنيم ،ارژانتين هم ابتكار عمل را در بازي با ژرمنها از دست دادند هم به سبب تعويض هاي نا خردانه پكرمن در مقابل آنان توان ضد عمل ‹‹ نخوانيد ضد حمله›› را هم از دست دادند اگر هر تيمي در مقابل آلمان ها حتي سه گل نيز پيش باشد نبايد ابزارهاي اعمال ضد عمل را ازدست خود خارج نمايد .پكرمن در لحظه اي كه خود را با يك گل برتر ديد با خارج نمودن ، عناصري كه متوانستند در يك لحظه از بازي كه ابتكارش را از دست داده بودند موقعيت برتر را ترسيم كنند ، خود ا حذف شده نمي ديدند. ليپي بارها بار،بازي آلمان آرژانتين را خواهد ديد و به خوبي بر اين قضيه اشراف پيدا كرده است در مقايل آلمانها نبايد حتي در زماني كه با سه گل برتر اند با كشيدن دندانهاي تيم خود و هم ابتكار را از دست داده ببينندهم نتيجه پاياني را.واما خاكريز دوم = كه اگر از اولي به سلامتي گذشتند ،در مطلبي دگ شرح خواهيم داد.
+ نوشته شده در  85/04/11ساعت 4:2  توسط فرزاد جلايي  | 

جوابيه اي بر يك جواب

خواننداي عزيز در تاريخشنبه 10 تير1385 ساعت: 2:39 نظر خود را پيرامون نوشته ----مايلي كهن :مردي براي برخي فصول------اعلام داشته .چون نشاني از خود نگذاشته بود لذا ناچارا جابيه اي بر اين نظر دراين ستون مگذارم .اميد است تو اي خوانده محترم كمي منطقي تر بر آن نوشته تفكر كني انيس عزيز گيرم پدرت هست فاضل از فضل پدر ترا چه حاصل .گي رم به لطف پدر از بعضي زواياي فوتبال اين مملكت آگاه باشي اين موضوع چه ربطي به گفته اين جانب دارد.من از نگاه خود ‹‹به طرقي ، نه توسط پدراز حواشي ورزش اين مملكت آگاهي دارم››گفتار ورفتار مالي كهن را نقد كرده ام اگر شما اين گفته ها را قبول نداري منطقا بايد با استدلال دليل بياوري.هر چه من دليل آوردم بي منطق خطاب شدم چه رسد به شما كه...!در جاي ديگر افتخار فوتبال ايران را لكه ننگ دانسته اي خوشحال ميشدم در نوشته ات بشتر توضح مي دادي كه من نيز با دليل جوابي بر جوابيه شما بياورم در پايان بنا بر بك اصل جاويدان ، نظرتان را براي شما و ديگر كساني كه پيرو آنند محترم ميشمارم واميد وارم كمي بر اين نوشته درنگ وتفكر كني .اميد است. در خاتمه نظر اين خوانده را نقل مي كنم: من هم برای شما و ادبیاتتان متاسفم. با شما هستم که از پشت پرده این فوتبال خبر ندارید(و من به واسطه شغل پدرم به عنوان یکی از مدیران ارشد صباباتری ادعا می کنم که خبر دارم). کسی نوع بیان جناب مایلی کهن را تایید نمی کند. اما کسی که شما او را به عنوان افتخار فوتبال ایران تایید می کنید ، چیزی جز یک لکه ننگ بسیار بزرگ بر چهره ورزش این کشور نیست. منطق را همیشه در خود بیدار نگه دار.
+ نوشته شده در  85/04/10ساعت 3:42  توسط فرزاد جلايي  | 

هيجان تازه شروع شده

آرژانتين ،اوكران خدا حافظتان .برد در مرحله يك چهارم خوشحالي دو چندان دارد . تا روز آخر در جدول باقي خواهي ماند.از اين به بعد براي رتبه جدال خواهي كرد .يكي از چهار سكوي اول تا چهام ازآنت خواهد بود.اما اين مهم براي تيمي مانند ايتاليا ويا آلمان كافي خواهد بود.مسلما هرگز. براي اين دو تيم ودو تيم ديگر كه تا ساعاتي ديگر به آنان اضافه خواهند شد جام جهاني تازه شروع خواهد شد.رقابت داغ داغ خواهد بود .قلب فوتبال خون بيشتري پپمپ خواهد كرد. هيچ كدام از اين چهار تيم طعم خوش فينال را از دست نخواهند داد . فينالي به رنگ آقايي بر اريكه مستطيل سبز. به نظر شما اين تاج وتخت زيبنده كدام تيم است؟
+ نوشته شده در  85/04/10ساعت 1:23  توسط فرزاد جلايي  | 

دو روز هيجان براي معفي چهار تيم برتر

از اين سوي جدول و در تقابل ايتاليا و اكراين مي توان لاجوردي پوشان را برتر قلمداد كرد .در اين صورت ايتاليا در دور نيمه نهايي با برنده آلمان وآرژانتين بازي خواهد كرد. براي تيم ليپي جدال با هيچ كدام از اين دو تيم نمي تواند آسان باشد ولي آنها اگر در حد خودشان باشند مي توانند از بازي با اكران بهترين آوانتاژ را نصيب خود كنند چون د ر محله يك چهارم ايتاليا با بهترين قرعه روبرو شده است واين موضوع باعث مي شود آنها با انرژي بيشتري به نيمه نهايي برسندچون در روي كاغذ ياران توتي در 90 دقيقه باز هم تكرار مي كنم در 90 دقيقه مي توانند از اكران يك مغلوب بسازند اگر آنها خودشان باشند وهچ شباهتي به روز پكار استراليا نداشته باشند و شوچنكو در مقابل آنان يك مارادونا از آب در نييايد!!اما آلمان به حكم ميزباني و شايد بعضي از مسائل پنهان، مي تواند خود را هم رديف آرژانتين سازد چون به گواه منطق اگر اين بازي در خاك بي طرف انجام مي گرفت آرژانتين يك سرو گردن قوي تر از ژرمنها لحاظ مي شد .حال با شراط حاظر و برابري دو تيم ،شرايط ويژه مي تواند برنده را معرفي نمايد .شايد شيطنت يك بازيكن واخراج بيهوده در مقابل وشايد يك گل كاملا مفت وشايد يك تفكر تازه و برنده از كارد فني وشايد يك حركت انفرادي وشايد در پايان ضربات پنالتي تيم پيروز را معرفي كند . اما در آن سو ي جدول ، اسپانيا در مصاف با فرانسه مغلوب شد تا فرانسه خود را برابر برزيل ببيند ،اين بازي براي برزيل ،بازي انتقام مي تواند قلمداد شود ،باخت در 86 مكزيك و فرانسه 98 ،آيا آنها مي توانند خروس ها را شكست دهند ,وخود را در نيمه نهايي حاضر كنند وشايد اين بازي بليط شان را براي برگشت از جام صادر مي كند؟اما تيم ديگر نيمه نهايي كدام خواهد بود ؟ انگلستان ويا پرتقال ؟؟از نظر ريكاوري و بازگشت نيروي صرف شده‹‹روحي وجسمي›› جزيره نشينان در وضعيت مطلوب تري قرار دارند .چرا ؟ تيم اسكولاري از جهنم هلند پا به اين مرحله گذاشته و مصدومان و محرومان ،دست مربي را براي چيدمان بهتر بسته اند.اما ذات فوتبال امكان پيشداوري را اسلب كرده وبارها نشان داده كه تيمي كه كمترين بخت را بهمراه داشته ،صاحب عنوان شده است وشايد اوكران از پس ايتاليا در آيد وفرانسه از برزيل مغلوب سازدو .......ولي با تمام اين اشارات چهار تيم نيمه نهايي ، ارژانتين، انگليس،ايتاليا و برزيل خواهند بود.
+ نوشته شده در  85/04/09ساعت 18:4  توسط فرزاد جلايي  | 

بلاتر از آسيا حمايت كرد

صحبتهای دلگرم‌كننده سپ بلاتر در پي حضور ضعيف نمايندگان قاره آسيا در جام جهاني آلمان ،\"سپ بلاتر\" رييس فدراسيون بين‌المللي فوتبال /فيفا/ حرفهاي دلگرم‌كننده اي در مورد فوتبال آسيا زد و تاكيد كرد كه توسعه فوتبال اين قاره ادامه خواهد يافت . به گزارش خبرگزاري فرانسه از برلين ، از بين پنج نماينده آسيا تنها استراليا تيم تازه وارد به اين منطقه توانسته‌است در جمع ‪ ۱۶‬تيم مرحله يك هشتم نهايي جام جهاني قرار گيرد.اين تيم بعدا با يك گل ديرهنگام از نقطه پنالتي، از ايتاليا شكست خورد و حذف شد. ژاپن قهرمان آسيا و همچنين كره جنوبي ، ايران و عربستان سعودي همگي پيش از اين چمدانهاي خود را براي بازگشت زودهنگام به كشورهايشان بستند. با اين حال بلاتر گفت : براي تيمهاي آسيايي بازي در اروپا براي تكرار عملكردهاي چهار سال پيش خود دشوار بود . كره جنوبي در جام جهاني گذشته توانست در مقام يكي از دو ميزبان مسابقات به مرحله نيمه نهايي صعود كند و ژاپن نيز به دور دوم رسيد . وي به پايگاه اينترنتي فيفا گفت :\" آسيا به خوبي مي‌توانست حداقل يك نماينده در جمع ‪ ۱۶‬تيم داشته باشد . نزديك بود كه كره جنوبي اين كار را انجام دهد .\" بلاتر گفت : براي فوتبال آسيا اين امر خوشايند نيست و من آن را مايه شرمساري مي‌دانم ولي در عين حال آن را يك امر تصادفي مي‌دانم .\" وي افزود :\" فوتبال در آسيا همچنان توسعه خواهد يافت و ورود استراليا تنها به تقويت سطح اين توسعه كمك خواهد كرد .\" در آغاز سال جاري ميلادي استراليا مذاكرات موفقيت آميزي براي ترك منطقه اقيانوسيه انجام داد و در آينده در رقابتهاي منطقه آسيا شركت خواهد كرد . WWW.PARSFOOTBALL.COM
+ نوشته شده در  85/04/09ساعت 3:53  توسط فرزاد جلايي  | 

مايلي كهن ، مردي براي بعضي از فصول***************************************

تا مرد سخن نگفته باشد عيبش سخنش نهفته باشد. ولي هستند كساني كه سخن نگفته عيبشان در ذهن مخاطب نقش بسته ،چون از روي غرض سخن گفتن عين عيب است وبس..امروز روي صحبتمان ،آقايي است كه سخن نگفته من وتو وشما ميدانيم كه نوع ادبياتش جز ترور و منم منم گفتن و حاشه ،چيز ديگري نمي باشد.اقاي مايلي كهن باشمايم باشمايي كه تيم ملي ايران را گوسفند قرياني فرض كرده وچنان به آن حمله كرده ايد كه هيچ شكارچي نسبت به شكار خودچنان نمي كند!. آقا محمد مايلي عزيز! آيا بنا بر داشتن سابقه خوب‹كه هرچه در شما گشتيم ديده نشد› بايد چهره ديگران را تخريب نمود .اقا ي مايلي هرگز فكر كرده اي كه چرا سرانجام تمام تيمهايي كه تحويل گرفته اي جز بن بست نبوده است؟از تيم ملي و سايپا و پيكان واين آخر تيم اميد! آقاي مايلي ! تاخت وتاز به بزگان موجب بزگي نيست .شما نه در دوران بازيگري در حد دايي ونه در دوران مربي گري در حد برانكو و نه در مديريت در حد دادكان نبوده اي ، كه اينچنين بي پروا شخصت شان را تخريب ميكني.در مقاوم مقايسه حتي به گرد دايي نميرسي پس ناچارا سكوت! در مقابل دادكان، چگونه پذيرفتي حكم مربي تيم اميد اين فدراسون را از وي تحويل فرانسه دينت را به بهترين شكل ادا نمودي .در مقابل برانكو هرچه از او ستر باشي ‹!›برانكو جام جهاني فرانسه را با عنوان سومي در ويترين دارد كه تا آخر گيتي تلاش ‹البته نه تلاشي كه اكنون انجام ميدهي› كني به گواه منطق در رويا نيز نمي تاني بدست آوري .پس ترور شخصيتهايي كه به گواه همگان در مقام بالا قرار دارند موجب نفرت مخاطب مي شود آقاي مايلي !هنوز دير نيست شايد شما از نظر فني دستي بر آتش داشه باشي‹اميد است›اما آنقر حاشه پيرامونت را فرا گرفته كه شعله هاي ريا وغرور را نميبيني .آقاي مايلي هنوز باخت ما رد مقابل قطر و حذف ما از المپيك گذشته در ذهن فوتبال دوستان جاريست .نتايج تكرار ميشوند اما اگر عامل شكستها كارنامه خود را فرا موش كنند و به جاي اضافه كردن داشته هاي خود به همقطاران حمله كنند اين بدور از عقل است. آقاي مايلي !چرا شما كه در اين زمان در هر روز صد مصاحبه با رسانه ها از شما ديده ميشود‹درست مانند زماني كه مدير عامل پرسپوليس در شرف انتخاب بود›در بقه روزهاي سال خبري از شما در نيمكت هيچ تيمي نه ليگ برتري !نه دست يك !نه دسته دو !نه بزرگسالان !نه جوانان !نه اميد !نه پابه !نه هنرمندان !!!!!!!!!!!!!!شنيده نمي شود .
+ نوشته شده در  85/04/09ساعت 2:46  توسط فرزاد جلايي  | 

آلمان تيمي با بازي ماشيني و تاكتيكي معروف است .بازيكنانش طوري بازي مي كنند كه گويي از بازي لذت نمي برند .هميشه در اين سبك ،نفر فداي تيم است .آيا حركتي انفرادي در ذهن داريد كه توسط يك آلماني انجام شده باشد وبتوان آنرا خارق الاده ناميد؟اما در بساري از صحنه ها از حركات گروهي اين تيم به وجد آمده ايد.آلمان ها به سبب شخصيتشان بسيار مغرور اند و اين تفكر در فوتبالشان هم ديده مي شود .آلماني كه امروز جزو هشت نيم جام جهاني قرار دارد نيز چنين پيكري دارد البته شيوه بازي اش معتدل تر شده است.همگي قبل از جام با وجود ميزباني كمترين شانس را براي ژرمنها متصور بوديم اما تا اين لحظه خلاف آن در شرف انجام است.در 2006 نيز كه آنها به فينال راه يافتند چنين باصلابت وهشيار بازي نمي كردند .نيرو مديريتي كليزمن فوتبال امروز آنها را منظمتر كرده است ، چه كسي مي توانست كان را نيمكت نشين ببيند ؟ اين مطلب چنان شوكي به ديگر بازيكنان اصلي وارد ساخت كه كمترين سكون را مساوي با نيمكت نشين وحتي سكونشيني مبينند.غير از ميزباني كه مي تواند نقطه عطف آنها باشد بنزين سبزجواني نيز به كار آنها آمده است ،چزي كه نبود آن تيم فولر وبيش از آن تيم فوگتس را نابود ساخت.حمايت دولت ودر كنار آن فدراسون باعث گرديده آلمانها هراس حذف زودهنگام را بدنبال نداشته باشند وتنها فكر خود را به پيروزي معطوف كنند،حال آنها بايد براي صعود به جمع چهار تيم مقابل آرژانتين صف آرايي كنند. آيا متوانند در برابر تيمي كه مي خواهد انتقام فينال 90ايتاليا را بگيرد مقاومت كنند .شايد بعد از بازي مارادونا اشكايش را در آن فينال به فراموشي سپارد واين بار گريه خوشحالي سر دهد.شايد!
+ نوشته شده در  85/04/05ساعت 4:7  توسط فرزاد جلايي  | 

سريال مقصريابی با شرکت رسانه ملی‏

-------------------------------------------------------------------------------- نگاهی به بررسی دلایل ناکامی تیم ملی در شبکه سه -------------------------------------------------------------------------------- ۲ تير ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۲۱:۷ تعداد بازديد: 605 كد خبر: ۴۱۲۵۷ دقایق ابتدایی روز جمعه 2 تیرماه 85 برنامه ویژه جام جهانی شبکه سه سیما، بی توجه به ‏وظیفه خود که پوشش حاشیه بازی تیم های برزیل، ژاپن و استرالیا، کرواسی بود، به فرمان ‏آتشی تبدیل شد تا به 8 سال حرف هایی که فقط در حد حاشیه و شایعه در جامعه ورزش ما ‏مطرح بودند، بپردازد.‏ اما اینکه با کدام رویکرد و به چه هدفی، مشخص نشد !‏ در این برنامه اردشیر لارودی، غلامحسین شعبانی و محمد مایلی کهن به عنوان کارشناس ‏حاضر شده بودند تا به دلایل ناکامی تیم ملی در جام جهانی بپردازند و البته در اولین موضوع ‏شرایط انتخاب سرمربی تیم ملی را بررسی کنند !‏ از نکات جالب این برنامه، هدایت عجیب و غریب بحث توسط بعضی دوستان در پشت صحنه ‏بود که حتی در برخی موارد موجب می شد، مایلی کهن و شعبانی ارتباط پانتومیم با پشت ‏صحنه برقرار کنند، یا رضا جاودانی وقتی به میان حرف های مایلی کهن می پرید و نام تیم ‏فراموش شده (شهید قندی) در ذهن او را گوشزد می کرد، این حس را بوجود می آورد که ‏برنامه براساس سناریوی از پیش تعیین شده ای در حال اجراست.‏ اما به واقع چه شده که رسانه ملی حالا به فکر نقد و چالش عقلانی از تیم ملی افتاده و می ‏خواهد دست های پنهان در فوتبال را آشکار کند ؟!‏ از یکسال پیش تا حال که رسانه ملی با عنوان یار دوازدهم سپر دفاع از تیم ملی و تفکر پشت ‏سر آن شد، چه انگیزه در پی آن بود و حالا چه شده که ورزش رسانه ملی به فکر اعاده حیثیت ‏از تیم ملی فوتبال افتاده ؟!‏ آیا غیر از این است که برنامه نود و تفکر حاکم بر ورزش شبکه سه براساس حمایت گارانتی ‏شده از دادکان موجب شد، پای کارشناسان منتقد به برنامه های فوتبال این شبکه نرسیده، تا ‏حدی که مایلی کهن هم در این برنامه به این موضوع انتقاد کرد.‏ مجری کم تجربه این بحث خاص، بارها به میان حرف های اصولی اردشیر لارودی پرید تا ‏غلظت جنجال را افزایش دهد و حتی مثل شوالیه قهرمان به سراغ کاپیتان تیم ملی هم می رود، و ‏سوال از علی دایی مطرح می کند ! ایشان که در ابتدا تاکید به انصاف کرده و آرزومند نتایج ‏میمون برای تیم ملی است، آیا جرات داشت دو ماه پیش هم همین حرف ها را بزند ؟!‏ باخت ملی، انحصار در تیم ملی، سلیقه های شخصی حاکم بر فوتبال کشور و هزاران ایراد و ‏اشکال دیگر نیازمند فضایی تخصصی است. وقتی شبکه 3 به بهانه کدینگ شدن پخش ماهواره ‏ای خود اجازه پخش بازی های همزمان گروه ها و مراحل بالاتر را به شبکه دیگری نمی دهد، ‏چرا با فراموشی رقم 5/8 میلیون یورو خرید امتیاز پخش جام جهانی در اوج این بازی ها بی ‏خیال جذابیت و فعالیت تخصصی آن شده و به سراغ مقصریابی آماتوری برای تیم ملی می ‏رود.‏ متاسفانه وقتی که می بینیم، مسئولان ورزشی این رسانه منت بر سر مردم می گذارند که بازی ‏های جام جهانی را خریده اند و حتی یکی از مسئولین کم اطلاع ماهواره آن می گوید:« تنها 100 ‏شبکه در جهان این بازی ها را خریده است و ما یکی از این شبکه ها هستیم و حتی عربستان ‏بازی های خودش را پخش می کند !» دیگر چه توقعی می توان از برنامه سازی های حرفه ای و ‏بحث های تخصصی در حوزه ورزش و فوتبال این رسانه داشت ؟!‏ آیا دوستان نمی دانند، چون شبکه تلویزیونی دیگری در ایران وجود ندارد، وظیفه رسانه ملی ‏است که چنین رویدادی را خریداری کند ؟ آیا نمی دانند در جهان کمتر از 190 کشور وجود داشته که از این میان 32 تیم به جام جهانی می ‏روند ؟ آیا نمی دانند براحتی آب خوردن در همین کشورهای عربی با هزینه ای کم می توان مشترک ‏شبکه های حرفه ای ورزش جهان شد ؟ وقتی در همین کشور عربستان بیشترین مخاطبان شبکه کارتی ‏art‏ و به خصوص 5 کانال ‏ورزشی آن و کانال های ویژه جام جهانی وجود دارند، باید هم به خاطر وظیفه مان به سر مردم ‏منت بگذاریم! مگر تفکر حاکم بر تیم ملی غیر از این عمل می کند ؟!‏ دوستان اول به جای اینکه جوالدوز به تن فوتبال بزنند، سوزنی به تن خودشان زده و وضع ‏برنامه های درهم و برهم ورزشی را بررسی تخصصی کنند !‏ وقتی در خبر ورزشی نام «لِیتن هییوئیت» تنیسور معروف جهان براحتی آب خوردن توسط ‏گوینده قدیمی خبر ورزشی، «لیتون هی اویت» تلفظ می شود، شاید بسیار ساده و عادی به نظر ‏برسد اما دیگر جایی برای انتقادهای خونی از دیگر بخش های کشور برای رسانه ملی باقی نمی ‏گذارد ؟!‏ شاگردی پس از رفوزه شدن پیش معلمش رفت و گفت: به چه مَجوزی من را مردود کردی ؟ ‏معلم می گوید: به همان مَجوزی که به مجوز فتحه می دهی !‏ حالا حکایت رسانه ملی و بخش ورزشی آن شده که به خاطر انحصار خود خواسته بر فعالیت ‏های گروه ورزش شبکه سه، نمی تواند جای خالی جواد خیابانی را پر کند ولی به خلاف رویه ‏یک سال گذشته خود و رسالت رسانه ای خود پای ریشه زنی را به شبکه سه باز می کند !‏ بعد هم معلوم می شود، به خلاف منع رطب کردن در این برنامه، در این چند سال علی رغم ‏استعدادهای فراوان، این شبکه هم دست کمی از تیم ملی و ماجراهای علی دایی و مدیریت دادکان ‏نداشته است ؟ سوال واقعی این است، آیا مجتبی صادقیان و حسین اسماعیلی توانایی و علم لازم برای گزارش ‏زنده را ندارند که مردم هنوز باید اشتباهات گفتاری «رضا علیفر» مسن را تحمل کنند ؟!‏ دوستان چه کار به کار علی دایی دارند، اول در ساختار خود نگاهی بیاندازند بعد به توپخانه ‏انتقاد تبدیل شده و جو ورزش مملکت را به آشوب بکشند!‏ آیا غیر از این است که از خبر ورزشی واحد مرکزی گرفته تا جام هجدهم و یک جهان، یک جام ‏در شبکه سه همه در انحصار یک تهیه کننده کم تجربه است که حتی کوچکترین تجربه ای در ‏تولید برنامه های سنگین جام جهانی گذشته که از شاخص ترین فعالیت های شبکه سه بوده ‏ندارد ؟!‏ اگر چنین نیست از تیم ملی انتقاد کنید، اما اگر چنین است حداقل نگاهی به داخل مجموعه ‏خودتان بیاندازید ؟ اگر امر به معروف و نهی از منکر باید زنده بماند، آیا رسانه ملی تحمل این انتقادها را دارد ؟ برای اثبات گفته های خودمان از جناب ضرغامی تقاضا می کنیم تنها یک شب بیننده برنامه ‏ساده ولی جذاب ‏World Cup Show‏ که هر شب از شبکه ‏EuroSport1‎‏ پخش می شود یا به ‏نحوه پوشش بازی های جام جهانی از شبکه های معتبر بین المللی همچون ‏art، ‏ESPN‏ یا ‏FSN‏ ‏و یا حتی به روش مشابه تلویزیون ایران در شبکه های سوئیسی ‏FSI2‎‏ ، ‏TSI2‎‏ و ‏TSR2‎‏ یا ‏شبکه ماهواره ای کرواسی ‏HRT1‎، یا شبکه ماهواره ای اسلونی ‏SLO2‎‏ نگاهی بیاندازید، تا به ‏میزان بهره گیری بخش های ورزشی رسانه ملی از چنین رویداد بزرگی با قیمت 5/8 میلیون ‏یورو پی ببرید !‏ وقتی شبکه های ورزشی کشورهای همسایه مثل ترکیه، قطر و عربستان متاثر از جام جهانی، ‏کوچکترین شاخصی از این بازی ها را از دست نمی دهند. چگونه است که گروه کم تجربه پخش ‏این بازی ها حتی به لطف حمایت گروه ورزش و به دست گیری پخش بازی های خارجی تا ‏همین چند روز گذشته توازن مناسبی برای پخش بازی ها نداشته و حالا هم که سوژه زرد یافته، ‏بازی ها را رها می کنند و سراغ ناکامی های تیم ملی می روند.‏ از بی اطلاعی این دوستان همین بس که نمی دانند پس از جام جهانی یک ماه سکوت مطلق در ‏فوتبال جهان است و در آن وقت باید به ارزیابی عملکرد تیم ملی پرداخت.‏ حالا، اگر علی دایی در تیم ملی به دنبال انحصار است، آیا کنده شدن چهره های مختلف ورزشی ‏و محدود شدن برنامه ها به برخی تهیه کنندگان کم سابقه نشانه انحصار در ورزش صداوسیما ‏نیست ؟! ‏ ای کاش همه چیز فوتبالمان مثل هم بود.‏ هنوز گزارشگر اعزامی باید با موبایل برای تهران گزارش بفرستد ولی می بینیم شبکه های ‏ضعیف تر و کم توان تر از مجموعه ‏IRIB‏ با بهترین کیفیت صدا و تصویر بازی های این جام را ‏برای مخاطبان خود پخش می کنند.‏ وقتی یکی از مراکز خارجی صداوسیما در شهر برلین قرار دارد ولی تا قبل از بازی با پرتغال ‏یک فریم تصویر زنده از آلمان به تهران ارسال نمی شود، آیا فوتبالی ها حق ندارند به خاطر ‏باری به هر جهت بودن تفکر ورزشی در رسانه ملی از آن انتقاد کرده و درخواست روحیه و ‏تفکر حرفه ای در ساختار اجرایی آن کنند ؟ وقتی ورزش در رسانه ملی وامدار سلیقه های شخصی و عملکرد فردی می شود، با این همه ‏نقطه ضعف و برخی اشکالات که متاثر از نحوه برخورد خود با اتفاقات است. باید هم در چنین ‏موقعیتی قرار بگیرد.‏ روزی که گزارشگر باشگاه خبرنگاران جوان مورد توهین علی دایی قرار گرفت و برنامه نود این ‏تصویر را پخش کرد و حتی در یک کلام به مذمت چنین حرکتی نپرداخت، سهم این مشکلات ‏برشمرده میان علی دایی و رسانه ملی 50-50 می شود !‏ به واقع در این روزهای عجیب و غریب نمی دانیم، تعارف و نان قرض دادن ها در برنامه یار ‏دوازدهم پیش از جام جهانی که از شبکه سه پخش می شد را باور کنیم، یا برخوردی که با دکتر ‏زادمهر به دلیل حمایت از برانکو در برنامه یک جهان، یک جام شد ؟!‏ اما آنچه واضح و آشکار است، وضعیت غیر حرفه ای حاکم بر ورزش صداوسیما است که به ‏تحلیل اشتباه یاردوازدهم منجر شده و موجب می شود، ریاست رسانه ملی از آبروی خود برای ‏آن مایه گذاشته و حتی متواضعانه برای تشکر راهی استودیوی این برنامه ها شده و در جوی ‏دوستانه به بحث با عوامل بپردازد.‏ اما این در شرایطی است که به خاطر اشتباه در تحلیل و رویکردهای غیر تخصصی ورزش ‏رسانه ملی، نه تنها این انتقادها امروز برای مردم جالب نیست، بلکه موجب کاهش وحشتناک ‏مخاطبانی است که در این 8 سال بارها و بارها چنین مواردی را چه بسا بدتر و دردناک تر ‏شنیدند ولی به خاطر بی تفاوتی و ندیدن چشم های تصمیم گیر رسانه ملی، دچار بی تفاوتی ‏شدند و حالا دیگر چنین توقعی برای شنیدن داستان های کهنه از زبان رسانه ملی ندارند ! ‏ اخبار مرتبط : چانه زني با ولتاژ بالا در فوتبال ايران سريال مقصريابی با شرکت رسانه ملی‏
+ نوشته شده در  85/04/03ساعت 3:27  توسط فرزاد جلايي  | 

يكي از منفور ترين بازي كنان آبي سوگلي قرمزها شد

عليرضا نيكبخت واحدي بازيكن تيم استقلال تهران با عقد يك قرارداد داخلي به تيم پرسپوليس پيوست. وي كه امروز در دفتر باشگاه پرسپوليس حضور يافت، پس از مذاكره با مسوولان اين باشگاه قرارداد داخلي منعقد كرد به خبرنگار گروه فوتبال خبرگزاري ورزش ايران (ايپنا)؛ گفت: من شرمنده طرفداران خونگرم استقلال هستم ولي چاره اي جز اين نداشتم. وي افزود: از اين كه نمي توانم استقلال را در ليگ قهرمانان آسيا همراهي كنم واقعا متاسفم. بايد بگويم بازيكن نبايد دنبال باشگاه بدود، مسئولان باشگاه استقلال در اين مدت حتي جواب تلفنم را هم نمي دادند و از اين كه آنها برايم ارزش قائل نشدند بي نهايت ناراحتم. نيكبخت در پايان تاكيد كرد: به هر حال روند توافق من با باشگاه پرسپوليس رضايت بخش بود و پس از بازگشت آقاي انصاريفرد از آلمان قرارداد موقت و داخلي خود را نهايي خواهم كرد.
+ نوشته شده در  85/04/03ساعت 3:3  توسط فرزاد جلايي  |